نصیربوشهر – علیرضا بازدار: تداوم وضعیت مطلوب مولود تفکر ، برنامه ریزی و آینده نگری در راستای دستیابی به اهداف ورزشی ، اجتماعی، اقتصادی ، و سایر ابعاد زندگی در هر دیار است. وقتی متولی امری از شایستگی و لیاقت لازم برای تصدی گری جایگاه بناحق اشغال نموده خویش بی بهره باشد، نه تنها عمل […]

نصیربوشهر – علیرضا بازدار:

تداوم وضعیت مطلوب مولود تفکر ، برنامه ریزی و آینده نگری در راستای دستیابی به اهداف ورزشی ، اجتماعی، اقتصادی ، و سایر ابعاد زندگی در هر دیار است.
وقتی متولی امری از شایستگی و لیاقت لازم برای تصدی گری جایگاه بناحق اشغال نموده خویش بی بهره باشد، نه تنها عمل گرا نیست، بلکه انتظار بروز تغییر و تحولات مثبت از جمله توسعه ی دیدگاه ها، تسریع روند موفقیت ها، دسترسی به اهداف کلان، ایجاد روحیه همکاری و تعاون، کسب اعتماد عمومی و…در زمان صدارت ایشان امری عبث و دست نیافتنی و توقعی نابجاست؛ زیرا ضمانت تامین موارد فوق صرفا شایستگی ،تعهد، تخصص و مهم تراز همه دارا بودن نگرش کلان و آینده نگر، متکی به خویش بودن و داشتن فرهنگ و درک کار با افراد با هوش تر از خویش می باشد.!
۱-انتظاری بس بجاست که با اتکا به تعصب و غیرت به مبارزه با غول های ورزشی، اقتصادی و … برویم، ولی رقبای توانگر ما نیز برخلاف تصور مان همت ، تلاش، تعصب و غیرت دارند، نه کمتر و شاید بیشتر از ما !
آنچه آنان را فراتر از ما نشان می دهد استفاده سیستمی از تکنو لوژی،تلاش در برنامه ریزی و تطبیق با اصول و استانداردهای مدیریتی اعم ازورزشی، اقتصادی ،علمی و… است ، نه دارا بودن استعداد تنها، که ما از این جهت اگر برتر نباشیم کمتر هم نیستیم. بر خلاف ما که رقابت را صرفا در رویارویی مستقیم( که نماد آن میدان رقابت است و حداکثر در یکی دو ساعت) خلاصه می کنیم، آنها اینگونه نه فکر می کنند و نه عمل می نمایند؛زیرا مجموعه ی مدیریت پاسخگو ی آن ها از مدت ها قبل برنامه و اهداف حضور در آن یکی دو ساعت را تنظیم نموده ، اگر موفق شوند برنامه را موفقیت آمیز می یابند و بالعکس در صورت شکست در پی عارضه یابی اند.
درست در نقطه مقابل آنها ، برخی در اردوگاه ما با لابی گری های بی حاصل افرادی را با شایستگی اندک چنان در بوق و کرنا حمایت می کنند، که انگار کسی غیر از اینان توان اداره مجموعه ای عریض و طویل بخصوص در عرصه ورزش را ندارد.
اصرار بر بکارگیری اینگونه مدیران چنان بلایی بر سر فوتبال ما آورد که در پی امضای قرارداد با سرمربی سابق تیم ملی فوتبال کشورمان از تنها چیزی که در تنظیم قرارداد خبری نبود منافع ملی بود و بس.!
قراردادی که اگر مورد تجزیه و تحلیل بی طرفانه قرار گیرد، افراد ذینفع در آن یا از تعهد و تخصص کافی بی بهره بوده اند یا خدای ناکرده دست کج داشته اند، که در هر حال موجب زیان مالی عمومی و افت جایگاه مدیریتی فدراسیون در سطح آسیا و جهان گردیده است. گرچه نسلی از فوتبالیست های نخبه فعلی با عملکرد موفقیت آمیز خویش باعث شده اند که عمق این فاجعه و تاثیرات منفی آن بیش از این آشکار نگردد.!
۲- نگرانی مردم ورزش دوست استان بوشهر از نابسامانی وضعیت نمایندگانشان در عرصه لیگ یک فوتبال کشور و نحوه ی مدیریت این معضل امسال نیز طبق سنوات گذشته به واقعیت پیوست و باز هم دلهره و عصبانیت را در بین ورزش دوستان جاری ساخت.
گره خوردن ورزش باسیاست آفتی است که هواداران یکی از قدیمی ترین تیم های فوتبال کشور را دچار سردرگمی عجیب و غریبی نموده است. مجموعه ی شهرداری بوشهر اگر چه در ابتدا عدم امکان حمایت از تیم شاهین را بیان نمود، ولی در تعامل با شورای شهر و با اما و اگرها و تاخیر فراوان در تصمیم سازی و تصمیم گیری سرانجام مانند سالیان اخیر حمایت خود را از حضور تنها نماینده شهر بوشهر در لیگ یک کشور با استفاده از کارمندان ورزش دوست خود در قالب هیات مدیره و مدیرعامل با بودجه ای کمتر اعلام نمود.
این که قصد شورا و شهرداری از حمایت مالی چیزی جز جلو گیری از هدر رفت استعدادهای فوتبالی بوشهر در راستای مسئولیت های اجتماعی آنهاست جای قدر دانی دارد،ولی در کدام نقطه از کشور به جز جنوب ،با این همه امکانات مالی،پتانسیل اجتماعی ،استعدادهای ورزشی می توان اینهمه انباشت مشکل را به چشم دید؟
آیا سایر کارخانجات و مجموعه های اقتصادی بزرگ موجود در استان مسئولیتی در قبال ورزش قهرمانی ندارند ؟
ورزش و بخصوص فوتبال جزئی از زندگی اجتماعی -فرهنگی مردم استان بوشهر است. درحالی که در برخی استان ها بشدت طی سالیان اخیر پیگیر خرید امتیاز یک تیم ورزشی برای شهرستان خود بوده اند ما با وجود داشتن جایگاه خاص در فوتبال کشور و حضور انبوه استعدادهای ورزشی همواره حیرانیم از این همه کم توجهی و فرصت سوزی و ناخودآگاه خویش را مصداق ضرب المثل ” آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم”،می یابیم !
در دوران آماتور استان هایی مانند کرمان در زمین ورزش رقیب ما نبودند ،اما سالها ست که نه تنها در زمین ورزش توان رقابت با آنان را تقریبا از دست داده ایم ،بلکه چنان پیشرفتی نموده اند که دارای زیر ساخت های مناسب ،آکادمی های ورزشی و تربیت مدیران لایق در سطح مردان و زنان از جمله در فوتبال شده اند.
بنا به اظهارات یکی از مدیران عامل منطقه پارس جنوبی بیش از ۵۰درصد بودجه عمومی دولت از منطقه پارس جنوبی تامین می شود،با این وصف چرا تیم فوتبال پارس جنوبی جم که به صورت رسمی زیر مجموعه منطقه ی پارس جنوبی است کارش به جایی رسیده که از اولین بازی فصل جدید لیگ محروم شده و علت آن نیز در اصل عدم پرداخت مطالبات بازیکن خارجی فصل گذشته اش بوده است!؟
برای تامین بودجه یک فصل ورزشی در مقایسه با کرمان و اصفهان ،تیم های ورزشی استان بوشهر چه تفاوتی با گل گهر ،مس رفسنجان و سپاهان اصفهان ، آلومینیوم اراک و…دارند ؟
همان گونه که نفت و گاز ما مربوط به عموم است ، معادن و کارخانه های صنعتی سرمایه گذاری شده از سوی دولت نیز عمومی اند !
در این شرایط عجیب و غریب شاهین شهرداری بوشهر با آن همه سابقه در فوتبال کشور و استان چنان در مشکلات غرق گشته ،که در فاصله ۲۴ ساعت پیش از اولین مسابقه در لیگ جدید نه تنها تعداد بازیکنان آن به حد نصاب لازم نرسیده ، بلکه شوربختانه پنجره ی نقل و انتقالات باشگاه نیز بسته است و بدتر از آن این که اولین مسابقه تیم در لیگ امسال در واقع اولین تمرین بازیکنان در کنار هم است.!!؟
نتیجه کش دادن مباحث و تاخیر در اخذ تصمیم نهایی ،تغییرات مدیریت و… شاید امروز دیده نشود،اما روزها و زمانی دیده خواهد شد که شهری با استرس و هیجان روند نتیجه گیری تیم را دنبال می کنند و در نهایت حسرت امتیازات از دست رفته در طول فصل را خواهند خورد.
۳-به نظر نگارنده،شهرداری بوشهر گرچه در زمینه مدیریت تیم های بزرگسالان بصورت سینوسی عمل نموده و موفقیت ها تداوم نداشته ، اما هرگز ‌نمی توان از تاثیر این حمایت در زمینه فوتبال پایه با بی اعتنایی گذشت. در حال حاضر چندین تیم پایه از شاهین شهرداری با کادر فنی ثابت و با تجربه در سطح کشور ودر لیگ برتر مطرح می باشند، که حاصل انتخاب استراتژی صحیح در زمینه ی فوتبال پایه است.
جان کلام این که ، اگر این حمایت های چندین ساله در قالب برنامه ریزی مناسب و با استفاده از مدیریتی مجرب و با اهداف کلان صورت گرفته باشد ،خواه ناخواه بایست به داشتن تیم فوتبالی قوی در رده ی بزرگسالان منجر شود.
درحالی که تیمهای نوجوانان ،جوانان و امیدها همه ساله در بالاترین سطح فوتبال کشور حضور دارند، چرا در زمان تشکیل تیم بزرگسالان بجای بکارگیری استعدادهای تیم های پایه ،نگاه ها بیشتر به بازیکنان استان های دیگر است، که شوربختانه به سبب نوع قرارداد بیشتر به شاهین شهرداری بوشهر بعنوان بازار گرمی جهت حضور در تیم های متمول و سکوی پرتاب خود می نگرند ، نه تلاش برای ارتقای وضعیت شاهین.!!
این موضوع دردناک نه تنها بین فوتبالیست ها بلکه در بین سرمربیان تیم نیز تسری یافته است.!؟
اگر به گذشته نه چندان دور بازگردیم، علل موفقیت و صعود تیم شاهین به لیگ برتر در سال ۱۳۸۸ ثبات مدیریت ،حمایت دلسوزانه مدیران وقت پارس جنوبی و سرمایه گذاری بر روی جوانان استان از بازیکن گرفته تا کادر فنی در بازه زمانی طولانی مدت بود.
پیشرفت شاهین در دهه ی یادشده از پایین ترین رده ها آغاز و به آن صعود شیرین منجر گردید. چرا از کنار تجربه ی گرانقدر آن سالها با بی اعتنایی گذشتیم و میدان را به فرصت طلبانی واگذار کردیم که درپی نام و نان ،نشانی از آن شاهین مردمی بجای نگذاشتند ؟
۳-اگر نمی توانیم یا نمی خواهیم تیم بزرگسالان شاهین در لیگ برتر حضور داشته باشد ،حداقل کاری که می توان انجام داد استفاده از استعدادهای موجود در استان است. طی دو فصل اخیر بهر دلیلی بعد از یکی دو هفته با این ادعا که توان فنی تیم در قیاس با سایرین از کیفیت لازم برخوردار نمی باشد تعداد زیادی از بازیکنان غالبا نه چندان با کیفیت که جذب سایر تیم ها نشده اند، با شاهین شهرداری قرارداد امضا می نمایند، در حالی که با کمک بازیکنان تیم های پایه امکان حضور شرافتمندانه و با هزینه کمتر در لیگ کشور مهیاست، ولی چه کنیم که باز هم “مرغ همسایه غاز است” .
وقتی کادر فنی تیم های پایه با موفقیت هر سال وظایف خویش را انجام می دهند چه اصراری بر بی اعتنایی و عدم بکارگیری دست پرورده های با کیفیت آنها دررده بزرگسالان است؟
گم شده فوتبال ما برنامه و هدف است، ما در اصل نیاز به درون گرایی (نگاه به استعدادهای غیر قابل انکار استان) داریم. خیلی از استان ها اساسا نه استعدادی در سطح تیم ملی دارند و نه لیگ برتر ،در حالی که حرف اول اکثر رسانه های کشور پیگیری درخشش استعدادهای استان ما در لیگ های امارات و پرتقال است!
به جوانان بوشهری (استان)باید اعتماد کنیم. سابقه حضور و درخشش ما در سطح تیم ملی فوتبال به سالیان دور برمی گردد ، به جرات میتوان گفت که دهه۱۳۵۰و ۱۳۶۰ اوج درخشش فوتبالیست های ما در سطح تیم های جوانان و امیدهای کشور بود.
با آمدن شرایط حرفه ای ما نیاز به مدیرانی داشتیم که نه تنها دارای کاریزما باشند ،بلکه به معنای واقعی مفهوم مدیریت را درک کرده باشند ، که شوربختانه بی توجهی به این موضوع و دل بستن به همت عالی هواداران دست خالی (مانند دهه های قبل) اینبار و در شرایط جدید نتوانست ما را بسان دیگران رشد دهد . تا چشم گشودیم انبوهی استعداد داشتیم که نمی توانستیم و نمی دانستیم با آنها چه کرده و چگونه حمایت کنیم.
البته حمایت مالی بدون مدیریت مستقل و غیر وابسته نیز در گذشته ای نه چندان دور (اوایل دهه ی ۱۳۹۰)بساط شور و شعف اجتماعی و ارتقای کیفیت فنی شاهین را با میدان دادن به مشتی مرکزنشین فرصت طلب چه در قالب بازیکن ،دلال ،مربی و…در هم پیچید.
از معضلات دوری از مرکز کشور در زمینه بودجه و موارد مشابه ،گسیل فرصت طلبان به استانهایی مانند بوشهر است ؛زیرا وقتی بوی پول به مشام برخی می رسد، بهر دری می زنند تا خود را از این خوان گسترده و بدون حساب و کتاب بی نصیب نبینند.!
۴-یکی از برجسته ترین سنگر بانان دهه ی ۱۳۵۰فوتبال بوشهر در بیان خاطرات خود از مشکلات حضور در تمرینات و روزهای درخشش خود در تیم مورد علاقه اش می گوید:
“در خانواده ای به فوتبال علاقه مند شدم که مرحوم پدرم به فعالیت کشاورزی مشغول بود و طبعا به کمک من و سایر اعضای خانواده نیاز داشت لذا امکان حضور بی دغدغه و همراه با حمایت والدین در تمرینات برای من به یک رویا می ماند تا واقعیت، اما درعین حال دست از تلاش و کوشش برنداشتم.
اغلب اوقات برادر بزرگترم که در حال حاضر دار فانی را وداع گفته است جور من را می کشید تا آسوده تر به تمرین بپردازم ،ولی در هر حال وقتی قرار بود تمرین بروم ، بر اساس هماهنگی قبلی خواهرم ساک ورزشی ام را از پشت بام به کوچه می انداخت و برای این که نشان دهم جهت کاری غیر از فوتبال از خانه خارج شده ام با دستانی خالی به کوچه می رفتم ، در نتیجه کمتر مورد مواخذه قرار می گرفتم.”
در ادامه از روزی می گوید که رویاهایش به واقعیت می پیوندد و زمانی که مرحوم پدرش بدون اطلاع قبلی وقتی در راه بازگشت به خانه در گوشه و کنار زمین فوتبال امامزاده با جمعیت فراوانی که به قصد تماشای مسابقه فوتبال بین نماینده بوشهر و تیم برق شیراز تجمع کرده اند روبرو میشود و علت تجمع را از یکی از دوستان هم سن و سالش می پرسد ، این دوست ، پدر را در آغوش گرفته و وی را غرق بوسه کرده، با ابراز احساسات و بکار بردن جملاتی زیبا در وصف فرزند او که درون دروازه تیم بوشهر قرار دارد در حیرت فرو می برد. در همین رابطه می گوید:
“من در این دیدار حملات برق شیراز را یکی پس از دیگری دفع می کردم، تا اینکه دوتا سه تک به تک را مهار کردم و تماشاگران بی وقفه به تشویق تیم و من پرداختند، مرحوم پدرم در این زمان کنار زمین بدون اینکه بداند پسرش درون دروازه تیم بوشهر است و این تشویق ها بخاطر اوست، ناگهان با بیان جملات احساسی دوستش مبنی به جایگاه ورزشی و محبوبیت من نزد جمعیت حاضر آگاهی می یابد و با وجود خستگی ناشی از کار روزانه تا آخر بازی را تماشا می کند و در پی آن رهسپار خانه می گردد. بعد از مسابقه طبق معمول با احتیاط به خانه بر گشتم،در بدو ورود مرحوم مادرم به استقبالم آمد و پرسید آیا امروز شما مسابقه داشته اید؟ پس از پاسخ آری من، گفت پدرت مسابقه فوتبال شما را بطور کامل تماشا کرده و از دیدن آن همه تشویق برای تو دچار تعجب شده و خوشحال گشته است.”
این سنگربان با اخلاق و برجسته در بخش دیگری از خاطرات خود می گوید:
“پس از مسابقه با برق شیراز ، سند آزادی و پرداختن بی دغدغه من به تمرینات و مسابقات تیم مورد علاقه ام توسط پدرم صادر شد.”
بعد از درخشش در مسابقات کشوری جوانان و تداوم آن در تیم باشگاهی خود ، باشگاههای مختلف کشور از جمله برق شیراز،ابومسلم خراسان، همای تهران و …خواهان جذب وی می شوند.
در همین ارتباط، بعداز حضور در تمرینات رستاخیز خرمشهر ، که در آن زمان یکی از تیم های مطرح کشور بود در بازگشت به بوشهر مورد خطاب پدر قرار می گیرد که “مگر اینجا (بوشهر)چه مشکلی دارد که حاضر شده ای به خرمشهر بروی” .این موضوع باعث می شود که قید حضور در سطح اول فوتبال کشور را بزند. امروزه در پی سالها فعالیت ورزشی – فرهنگی کارنامه خود را موفق ارزیابی می نماید ؛زیرا معتقد است که حضور نیافتن وی در سطح اول فوتبال کشور باعث شد تا در زمینه ی کار فرهنگی به نو جوانان و جوانان همت گمارد.
این سنگربان تیم فوتبال تابان بوشهر(شاهین) کسی نیست جز عبدالرضا عبداله زاده “فرزند جسور جنوب” ، لقبی که تحلیل گران ورزشی مجله ی وزین دنیای ورزش آن زمان پس از انتخاب وی بعنوان جوانی آینده دار به ایشان دادند.
۵- اتفاقات و تحلیل های متفاوت روزهای اخیر در مورد علت خط خوردن مهدی طارمی از لیست تیم ملی فوتبال برای ما ناآشنا نیست . در آستانه مسابقات جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین ،در حالیکه به زعم کارشناسان ورزشی محمود ابراهیم زاده از کیفیت همتراز و شاید مطلوب تری نسبت به برخی مهاجمین تیم ملی فوتبال برخوردار بود از لیست اعزامی به آرژانتین خط خورد. بعدها و تا چند سال پس از جام جهانی ابراهیم زاده در اروپا به کار خود بعنوان فوتبالیست ادامه داد و بدنبال آن موفق به کسب درجات علمی – ورزشی مطلوب گردید. در صورتی که جانشین وی نه در جام جهانی درخشید و نه پس از آن تافته ای جدا بافته بود.!
با وجود فضای مجازی ما از هر دری نقطه نظرات خود را له و علیه سر مربی و بازیکن (طارمی) بیان نموده و از ریشه یابی اختلافات جدا گشته و بیشتر به معلول ها چسبیده ایم.!
بنطر می رسد شیطنت برخی در کشاندن موضوع به رسانه ها حاکی از نوعی برنامه ریزی برای ضربه زدن به یکی از بهترین مهاجمین سالهای اخیر تیم ملی فوتبال کشور است . این ماجرا اگر ختم به خیر نشود دود آن خواه ناخواه به چشمی طارمی هم خواهد رفت ،زیرا علیرغم شهرت و کیفیت فنی بالا در محافل فنی اروپایی به سبب نوع نگاه آنها به این نوع اتفاقات ، احتمال دارد وی را با درجه هرچند اندک در زمره بازیکنان ناسازگار با مربیان خود تلقی نمایند ، از طرف دیگر تیم ملی نیز از نبود یکی از بهترین بازیکنان حال حاضر آسیا در ترکیب خود زیان خواهد دید.
در شرایطی که فوتبال ما می تواند با موفقیت های خویش سرپوشی بر مشکلات مختلف ما باشد، دود این اختلاف سلیقه هواداران تیم ملی را بیش از پیش متضرر و غرور ملی ما را جریحه دار می نماید و بس.
در نقد عهده ای که این اختلاف را مشابه مشکلات پدید آمده بین سیزده بازیکن مستعفی تیم ملی پس از بازیهای آسیایی ۱۹۸۶سئول (کره جنوبی) و سرمربی وقت تیم ملی (مرحوم پرویز دهداری) می دانند باید عنوان نمود که، طارمی نه با خود برتر بینی استعفایی داده که بخشیده شود و اسکوچیچ نیز مرحوم دهداری نیست که قرارباشد با اتکا به مقبولیت اجتماعی ، برنامه ای تحت عنوان رنسانس فوتبالی برای نسل جدید براه اندازد.

یاد مرحوم دهداری گرامی باد

  • منبع خبر : نصیر بوشهر