نصیر بوشهر – پرویز هوشیار – کند و کاوی عجولانه بر روند زندگی و شعر متاثر از آن زندگی در مقاطع مختلف می تواند فتح بابی باشد در راستای بررسی دقیق و کارشناسانه از زندگی هنرمندانه ی شاعر بزرگ هم استانی ما استاد آتشی که در برخی از عرصه ها مغفول مانده است . هنگامی […]

نصیر بوشهر – پرویز هوشیار – کند و کاوی عجولانه بر روند زندگی و شعر متاثر از آن زندگی در مقاطع مختلف می تواند فتح بابی باشد در راستای بررسی دقیق و کارشناسانه از زندگی هنرمندانه ی شاعر بزرگ هم استانی ما استاد آتشی که در برخی از عرصه ها مغفول مانده است .
هنگامی که استاد آتشی دردرس زبان انگلیسی دبیرستان سعادت به جای آموزش زبان انگلیسی برای دانش آموزان شعرکلاسیک و نیمائی می خواند اکثر دانش آموزان از جمله حقیر، شناختی از شعر به ویژه شعر نو نداشتیم ، اما شعر خوانی معلم زبان ، برخی از ما را به فکر فرو برد تا مصمم تر به دنبال سوال ذهنی خود از شعر و تاریخ ادبیات ایران برویم ، و شاید همین تلنگر موجب گرایش برخی از هم کلاسی های ما شد تا به طور جدی شعر و شعر خوانی را دنبال کنند.


در دانشکده ی ما که دانشکده ی ادبیات بود ، شعر و شعر خوانی جایگاه ویژه ای داشت و تعداد زیادی از دانشجویان رشته های مختلف علوم انسانی علاقمند به شعر و شاعری و نشست های ادبی بودند ، برگزاری شب شعر و نشست های ادبی ، دعوت از شاعران مشهور و نویسندگان و هنرمندان صاحب نام و شرکت در جلسات ادبی و هنری ، ارج و قرب خاصی بین دانشجویان پیدا کرده بود . انجمن کتاب و تشکل های خود جوش و غیر رسمی همواره در دعوت از شاعران و هنرمندان ، فعلانه با هم در رقابت بودند . احمد شاملو ، اخوان ثالث ، مفتون امینی ، نادر نادر پور ، م.آزرم ، م . آزاد ، م . ساغر ، بهرام بیضائی ، دکتر شریعتی ویونسی و زرین کوب و …..در دانشکده و یا خارج از دانشکده دعوت می شدند و علاقمندان هم از این نشست ها استفاده میبردند و بر اندوخته های ذهنی خود می افزوند . در این نشست ها همیشه جای استاد آتشی خالی بود . و غیبت استاد برای نگارنده که از گذشته در کلاس درس با شعر و شعر خوانی استاد آتشی آشنا شده بودم جای سوال داشت و از خود می پرسیدم چرا از استاد آتشی دعوت نه می شود ؟ و این پرسش همیشه ذهن مرا به خود مشغول کرده بود .
سال ۵۲ یا ۵۳ بود که استاد را در تهران زیارت کردیم ، به دعوت او چندین بار به محل سکونتش رفتیم و همین ارتباطات توانست پاسخی به برخی از سواالت ذهنی ما در رابطه با غیبت پر معنای استاد در آن سالها باشد
. کنکاش گذرا به سالهای آغاز و روند سرایش شعر توسط استاد آتشی نشان می دهد در سالهای حدودا ۵۰ تا ۵۶ کمترین فعالیت هنری از استاد دیده شده ) بررسی تاریخ اشعار سروده شده استاد در این مقطع ، عدم حضور فعال در مجله های ادبی و هنری وجنگ های چاپ شده ی آن زمان همچون سهند ، الفبا ، هنر و اندیشه ، فلک الا فلاک ، امسال ، اصفهان و ….. عدم حضور در مجامع عمومی همچون شب های شعر گوته و …( خود گواه این مدعاست .
سال های ذکر شده سال های اوج مبارزات دانشجوئی و جوانان از خود گذشته در راستای مخالفت با نظام وابسته و سلطه گر بود و مجامع آموزشی و روشنفکری متاثر از این حرکات آرمان خواهانه ، گرایش ویژه ای به مطالعه و شرکت در نشست ها و مجامع ادبی و هنری پیدا کرده بودند، غیبت استاد آتشی متاثر از مشکلات عدیده ی خانوادگی و اجتماعی که به او تحمیل شده بود ، کاملا بارز بود و این غیبت های مدام ، موجب شد جوانانی که تشنه ی یاد گیری و شرکت در اجتماعات ادبی و هنری بودند و شعر و شعر خوانی و حفظ کردن شعر شاعران نوپرداز را افتخار و نوعی مبارزه می دانستنند از اشعار استاد آتشی محروم بمانند و غیبت او در آن سال های بیاد ماندنی ، موجب فراموش شدن نام استاد آتشی به عنوان شاعری برزگ و تاثیر گذار بر شعر نو ،در بین جوانان علاقمند به آموختن شعر شد .
البته در آن سال ها شعرا و نویسندگان دیگری هم بودند که به دلیل مشکلات اجتماعی نتوانستند همچون گذشته فعال باشند ، اما برخی از آنها قبلا جایگاه ویژه خود را پیدا کرده و برخی هم آنقدر توانمند و باسابقه و شهره بودند که غیبت چند ساله ، تاثیر زیادی بر شهرت آنها نگذاشت .
در مقطع انقلاب بنا به شرایط ویژه ای که در جامعه ی متلاطم و متفاوت به وجود آمده بود ، برخی که با شعر ، داستان و کارهای هنری خود با جامعه و خواسته های مردم همراه و همسو نشدند ، موقتا از ذهن تشنه آموختن علاقمندان به شعر ، ادبیات و هنر بیرون رفتنند و هنرمندانی که همسو و هم پیمان با مردم پیش رفتند ، جایگاه خود را بین مردم حفظ کرده و به شهرت رسیدند .
استاد آتشی پس از برگشت به بوشهر ، فعالیت های خود را در زمینه سرایش شعر و شعر خوانی برای علاقمندان استان گسترش داد و همراه شدن با جنبش انقلابی مردم و ایجاد تحول و نو آوری در شعر گذشته ی خود و آموزش نوآوری های شعر زمان بعد از انقلاب و همسو با جهان مدرن به دوستداران شعر ، فعالیت های خود را دو چندان کرد و با مهاجرت به تهران و حضور فعال در مجامع ، نشست های ادبی و انجمن های شعر به جایگاه و مراتبی رسید که حق و منزلت او بود و به گفته ی مرحوم فرخ تمیمی ” واقعا حال شدی پلنگ دره دیزاشکن ” . بحث و گفنگو در باره همراه شدن هنر و ادبیات با جنبش مردم و نزدیک شدن شعر با روحیات انقلابی مردم و نزدیک شدن شعر به شعارهای مردم و ….. مقوله ای است که باید در متنی جداگانه و مبسوط مورد مداقه فرار گیرد و لاجرم در مقال نمی گنجد .
*به دلیل عدم اطاله از چاپ ویژه نامه سالگرد کوچ استاد آتشی و گرفتاریهای ناخواسته امرار معاش در کالن شهر تهران
روشاد و نامش مانا باد

 

  • نویسنده : پرویز هوشیار
  • منبع خبر : نصیر بوشهر