ح-۶- واکنش در برابر پیمان نامه: ژرفا و دامنه ی ستیزها نشان می داد که هواداران پیمان نامه بسیار اندک بودند هرگز نتوانستند بایستگ انجام (اثبات) آنرا بازنمایی کنند. به همین انگیزه با پخش آگاهانیدن دستینه پیمان نامه ها ستیزها آغاز شد و هنگامی رو، به افزایش نهاد که بریتانیا انجام پیمان نامه را پیش […]

ح-۶- واکنش در برابر پیمان نامه: ژرفا و دامنه ی ستیزها نشان می داد که هواداران پیمان نامه بسیار اندک بودند هرگز نتوانستند بایستگ انجام (اثبات) آنرا بازنمایی کنند. به همین انگیزه با پخش آگاهانیدن دستینه پیمان نامه ها ستیزها آغاز شد و هنگامی رو، به افزایش نهاد که بریتانیا انجام پیمان نامه را پیش از گام های قانونی از زمره برنهادن (تصویب) نشستگاه آغاز کرد. انگلیس با فرستادن کارشناس دارایی به رهبری “آرمیتاژ اسمیت” به از سرگیری سازمان دارایی همّت گماشت و با فرستادن “ژنرال دیکسن” و سرهنگ دوم “ویلیام فریزر” به نوسازی ارتش ایران پرداخت. در کنار این گروه ها، وزیر دارایی ایران برای گفتگو درباره ی بایسته های وام به لندن فراخوانی شد و نگاره برداری از گذرگاه راه آهن تهران-بغداد آغاز گردید. اگر چه توده ها آگاهی سیاسی نداشتند امّا همبودگاه سیاسی کشور دریافت درستی از آرمان های سیاسی بریتانیا داشت. از این رو با برپایی نشست ها، سخنرانی ها و پخش چامه ها و
نویسه های خرده گیرانه با بریتانیا ستیز کرد. گروهی از کاتوزیان ها، بازرگانان و دموکرات های پیشین به رهبری مدرس با برپایی نشست های پر هیجان گستره ی ستیزه ها را گسترش دادند یکی از این نشست ها، گردهمایی سترگ ستیزه کنندگان در مسجد و سرای شیخ حسین لنکرانی بود. لنکرانی، هم با بازرگانان و هم با مدرس و امام جمعه خویی برای رهبری ستیزه کنندگان گفت و گو کرد. هم چنین به پیشنهاد او، علی سپهر با وزیر مختار فرانسه و آمریکا برای کمک به ایرانیان برای بیهودگی و پیمان نامه گفتگو کرد. افزون بر این، کاتوزیان تهران فرمان ناروایی پیمان نامه را نگاشتند. دولت ناگزیر شد برای بی کارایی این کنش و جلوگیری از همراهی کاتوزیان نجف و تهران دو تن از کاتوزیان را به کربلا و نجف (عتبات عالیات) بفرستد. هم چنین بسیاری از مردم آیین های عید نوروز را برگزار نکردند. در میان ستیزکنندگان پیمان نامه، چهارتن از وزیران پیشین (مستشار الدوله تبریزی، میرزا حسن خان محتشم السلطنه، میرزا اسماعیل خان ممتاز الدوله و مختار الملک تبریزی) و یار همرزم آنها معین التجار بوشهری بودش (حضور) داشتند که از هسته های بنیادین پاد پیمان نامه بودند. سفیر زمان انگلیس می کوشید تا دامنه ستیز را بسیار اندک نشان دهد. او در گزارش به لندن ستیزکنندگان را این گونه دسته بندی کرد:
۱- کسان تندرو که در سر آنها سیدحسن مدرس و امام جمعه خوئی جای داشت.
۲- دشمنان و هماوردان سیاسی نخست وزیر و تنی چند از سیاستمداران پایتخت که تازگی ها بی کار شده بودند.
۳- افسران لشکر قزاق چه روسی و چه ایرانی
۴- سفارتخانه های فرانسه، روسیه و آمریکا در تهران.
اما وثوق الدوله ستیزها را فراتر از آن می یافت و برداشتش این بود که در ماه مبارک رمضان این ستیزها گسترده تر خواهد شد. از این رو از کاکس نامه و یا دستکی خواست که نشان دهد دهانزدها و چوهای ستیزه کنندگان بی پایه است. بی درنگ نویسه نامه کاکس به وثوق الدوله در روزنامه های تهران چاپ شد که در آنها ستیزها، ناآگاهانه، کین توزانه و تیره کننده پیوستگ دو کشور دانسته شد و آرمان، نگهداشت خودسالاری ایران گفتار شد. در پی بالا گرفتن پرخاش ها وثوق الدوله در ۱۸ شهریور ۱۲۹۸ با برونداد پخشنامه ای همراه با، بازشکافی چگونگی های کشور داوش (ادعا) کرد که نزدیک به یک ماه از بستن پیمان نامه گذشته و زمان گفتار دیدگاه در دسترس توده ها گذاشته است که از این میان تنها شماری از ناخشنودان و دشمنان نخست وزیر به دانسته (عمد) با پیمان نامه ستیز می کنند و چون آنان از فرمان داده شده بهره نبرده اند، بایستی تلاش های کین توزانه و نافرجامانه این گروه سرکوب شود. پسین همان روز فرمانروایی سپاهی آگاهانیده می شود و چهار وزیر ناهمسو دستگیر و به کاشان پرت شدند.
امین الضرب، ضیاء الواعظین، افراسیاب آزاد، فرخی یزدی، میرزا عشقی و گروهی دیگر نیز بازداشت
می شوند. دولت، انجام بخش سپاهی پیمان را با همه ی ستیزها آغاز کرد. ژنرال دیکسن گمارده ی بخش سپاهی پیمان نامه به برپایی کمیسیون سپاهی پرداخت. کلنل (سرهنگ) فضل الله خان و ماژر (سرگرد) انتخاب نظام نیز به همبودی این کمیسیون درآمدند. ژنرال دیکسن، کلنل فضل الله را به انگیزه شایستگی بی اندازه و چیرگش بر دو زبان انگلیسی و فرانسه به دستیار نخستین خود برگزید. اما کلنل که از نویسه آیین نامه که در آن پیشرفت سپاهیان ایرانی را بیشینه تا سروانی روا می شمرد آگاهی یافت برنتابید و خودکشی کرد. وثوق الدوله هم اجازه نداد روزنامه ها درباره ی مرگ او نوشته ای نویسند. رسانه ها نیز تلاش های تازه ای آغاز کردند. روزنامه های ملی در برابر پیمان نامه ایستادند و با بخش درونمایه های آن برگه های روزنامه ها را از انبوه خرده گیری از وثوق الدوله انباشتند. همزمان گروهی از دموکرات ها و آزادیخواهان با پخش شبنامه های روشنگرانه با برهان آوای ستیزه سردادند. سانسور تندی درباره ی
پیمان نامه به کار رفت. جدای از روزنامه انگلوفیل “رعد” به گردانندگی سید ضیاء که در پدافند از
پیمان نامه، نوشته می نوشت و روزنامه “ایران” به گردانندگی ملک الشعرای بهار که بیشتر در روشنگری و روایش پیمان نامه و گاه در ستیزه با آن نوشتار می نوشت، روزنامه های ناهمسانی چون “ستاره ایران”، “صدای ایران”، “وطن”، “آزادی وطن” ووو بازداشته شدند. سیاستمداران بریتانیا در برابر این
ناسازگاری ها سردر گم شدند. کرزن نمی توانست دریابد که چرا ایرانیان دست یاری او را رد می کنند او برهان می آورد که تاکنون هیچ دولتی جز انگلستان برای برپایی دوباره و فراهم آوری خوشبختی کشورهای خاوری (ایران) به چنین کنش بی چشمداشت و همدلانه ای (پیمان نامه ۱۹۱۹) دست نزده است. کرزن، چنین می پنداشت که سهش های پاد انگلیسی مردم ایران که در گزارش های “نورمن” وزیر مختار نوین انگلیس، بازتاب شده، برخاسته از ندانم کاری نورمن است. کرزن تن به دیدگاه نورمن در مورد کنارگذاشتن آبرومندانه پیمان نامه ۱۹۱۹ و ربایش باور مردم ایران نمی داد. او ناگزیر بود بدون پشتیبانی کرزن، چالش دشوار کشور را بگشاید؛ در نتیجه شکست خورد و به لندن فراخوانده شد. کرزن، بدترین زمان را برای پیاده کردن پیرنگ خود در ایران گزینش کرده بود. از سال ۱۹۰۷٫م به ویژه در جنگ جهانی، چرخه ی نوینی از باورهای ایرانیان درباره ی بریتانیا آرایه گرفت که با دیدگاه های گذشته، ناهمسان بود. انگلیس، دیگر آن دوست فداکار مشروطه و یا همسنگی در برابر رهیافت فزاینده روس به شمار نمی آمد. آشکار شدن پیمان نامه ی ۱۹۰۷و ۱۹۱۹٫ م بزرگترین تکانه و کوبه را به آبروی بریتانیا وارد ساخته بود. هم چنین دست درازی های سیاسی و سپاهی آن کشور در کارهای ایران، برپایی نیروی پلیس جنوب که ایران آنرا به رسمیت نشناخت جانبداری از شیخ خزعل که گفته می شد در اندیشه جداکردن خوزستان از دامن ایران است، جلوگیری انگلیس از جا انداختن دادخواست ایران در همایش آشتی پاریس، سیاست های بهره کشی و زورگویی در مستملکات امپراتوری عثمانی و … داوش خیرخواهانه انگلیس را بی ارزش ساخته بود. باید نگرش داشت که خرده گیری از نخست وزیری
وثوق الدوله تنها به انگیزه دستینه پیمان نامه نبود، بلکه دشواری هایی چون سرخوردگی گسترده از بد گردانشی، تنگناهای اقتصادی و همبودگاهی کمبود گسترده، یا اینکه پایان جنگ، بی قانونی، تباهی دولتمردان، آشوب و هرج و مرج و… در آن کارا بود.
ح-۷- واکنش ها در بیرون از ایران: کشورهای شوروی، آمریکا و فرانسه بیشترین واکنش را نشان دادند. در شوروی به انگیزه فرمانروایی شورشی های تندرو و نگرش های پاد امپریالیستی واکنش ها تندتر بود. شوروی در ۳۰ اوت ۱۹۱۹ در پخشنامه ای همراه با یورش به سیاست تزارها، فرمانروایی ایران را به فروش کشور بدنام کرد و در پخشنامه های دیگر هشدار داد که انگلستان چنبره ی بردگی را به گردن مردم ایران افکنده است و دولت شوروی این پیمان نامه ننگین را که براستی فروش ایران به راهزنان و چپاولگران انگلیسی است، چون کاغذ پاره ای بی ارزش می نگرد. در ژوییه ۱۹۱۹ که وثوق الدوله اندیشه داشت تا این پیمان نامه را به پذیرش مجلس برساند، “لنین” گفت که ایران را برده و در بند کرد. همزمان به این تلاش ها، یورش و تازش بلشویک ها به شمال ایران، کوشش برای برپایی جمهوری سگالشگاهی (شورایی)، آوازه گری کمونیستی و گمان یورش بلشویک ها به تهران، جایگاه های پاد انگلیسی بریگارد قزاق به انگیزه چیرگ بریتانیا بر کارهای نظامی ایران کوشش برای برپایی پیوستگ های سیاسی برابر با ایران که زمینه ساز پیمان نامه ۱۹۲۱ بود، نایش(نفی) سیاست های تزاری و …؛ سرانجام، تکانه های مرگباری بر قرارداد ۱۹۱۹ وارد ساخت و بریتانیا را ناگه گیر (غافل گیر) کرد، چه، باور
نمی کرد که روس ها با آن همه گرفتاری های درونی تا این اندازه نسبت به سرنوشت ایران زودکنش باشند. بی گمان انگیزه از این کوشش ها، برپایی خرسندی از شوروی (به جای بیزاری از روسیه تزاری) و نیز جلوگیری از دگرش ایران با پایگاه پاد کمونیستی یا دگرگون شدن به پایگاه امپریالیستی بریتانیا بود. سفارت فرانسه در تهران نیز به یکی از کانون های ستر ناهمسو با پیمان نامه دگرگون شد و خشم
وثوق الدوله و انگلیسی ها را برانگیخت. انگیزه واکنش فرانسوی ها ناخرسندی از دست درازی و
دست اندازی بریتانیا، به ویژه در سوریه، ناسازی با انگلستان در بخش گیتا میان دولت های پیروز جنگ جهانی، ستیز با ویژه ساز (انحصار) انگلیسی ها بر بن مایه های ایران و نگرانی از آشتی جهانی بود. اما از آنجا که فرانسه برای پیش برد آرمان های بهره کشی (استعماری) خود در خاورمیانه و شمال آفریقا به جانبداری انگلیس نیاز داشت. سرانجام زیر فشار انگلیسی ها از خروش و واخواهی دست کشید. سفارت آمریکا نیز از فردای پخش نویسه پیمان نامه با ناسویان همراهی کرد. کارکنان سفارت در تهران نوید دادند که فریاد دادخواهی ایرانیان را به گوش دولت آمریکا می رسانند. به دنبال آن “ویلسون” رئیس جمهور آمریکا، نمایندگان کنگره و سنا؛ سفیران روزنامه نگاران و کند و کاوان آمریکایی نیز با
پیمان نامه ناسازی کردند. به گونه ای که سفر نصرت الدوله فیروز به اروپا و پدافند او از پیمان نامه، شگفتی ویلسون را برانگیخت من باید بدانم که این پرنس فیروز نماینده ی ملت ایران است و یا جانشین دولت بریتانیا؟ “مک کورمیک” سناتور جمهوری خواه، پیمان نامه ۱۹۱۹ را پیش دستی کشورهای اروپایی در چپاول چاپیده ها و دست بردهای جنگی نامید. دولت آمریکا به کرزن هشدار داد تا زمانی که ملت ایران پشتیبانی و خشنودی خود را گفتار نکرده است آمریکا نمی تواند کنش خودسرانه ی
وثوق الدوله و همکارانش را بپذیرد. سفیر انگلیس برای خاموش کردن آوای ستیز آمریکا کوشید تا کرزن را به باوراند تا آمریکا را در این پیمان نامه انباز سازد اما کرزن نپذیرفت. انگیزه ناسانی آمریکا پیکار با ویژه سازگرایی انگلیس، کوشش برای رهیافت در بازار ایران و بهره گیری از سرچشمه های مواد نخستین و نفت، کوشش برای رهبری جهان سرمایه داری، پیکار برای سیاست های درهای باز در جهان، فشار سرمایه داران و شرکت های بزرگ آمریکایی برای رخنه در جهان و ناتوانی آمریکا در وارد ساختن تکانه کوبنده به رهیافت بریتانیا در خاورمیانه و … بود.

  • نویسنده : حسین جواهری
  • منبع خبر : نصیر بوشهر