از نظر دکتر شریعتی؛ زن در کشورهای اسلامی عامل نیرومندی بود که می توانست سنتها، نظام قدیم، روابط اجتماعی، اخلاقی، ارزش های معنوی و از همه مهمتر، مصرف را تغییر دهد.او معتقد است که اگر زن امروز دیوانه وار رنگ عوض می کند و خود را به شکل عروسک فرنگی ( نه زن فرنگی) در […]

از نظر دکتر شریعتی؛ زن در کشورهای اسلامی عامل نیرومندی بود که می توانست سنتها، نظام قدیم، روابط اجتماعی، اخلاقی، ارزش های معنوی و از همه مهمتر، مصرف را تغییر دهد.او معتقد است که اگر زن امروز دیوانه وار رنگ عوض می کند و خود را به شکل عروسک فرنگی ( نه زن فرنگی) در می اورد، باید در آن سوی مرز، استعمار بیگانه را ببینیم و در این سوی مرز، خودمان را که در این کار با او همدستی کرده ایم، چون ما او را ضعیفه، کنیز شوهر، منزل و….لقب داده ایم و سعی داریم تقوا و عفت زن را چنین حفظ کنیم. زن در کشورهای اسلامی نیز نه تنها باید تبدیل به مصرف کننده کالاهایی بشود که از اروپا و آمریکا می آید، بلکه به عنوان عاملی که در خانواده بر روابط اجتماعی، بر نسل امروز و فردا، در شکل جامعه، بر اخلاق، بر ارزش ها، ادبیات و هنر، عقیده و همه چیز تاثیر انقلابی عمیق می گذارد به کار گرفته شود
دکتر شریعتی سه تیپ زن را معرفی می کند
۱- زن سنتی ۲-زن مدرن۳- زنی که نماد آن حضرت فاطمه(س) است .
او به دنبال الگوی سوم بود ، شریعتی با بررسی و تحقیق زنان شرق و غرب، به زنان اسلام تاکید فراوانی دارد و ان را بازخوانی کرد زنانی چون هاجر و خدیجه و در آخر فاطمه (س)
او سوالات زیادی را مطرح می کند و معتقد است بر اساس آموزه های قرآن هرگونه تبعیض جنسیتی را نفی شده است. در زمان پیامبر بزرگوار اسلام؛ مردی را که پسر ندارد “ابتر” بی دنباله و عقیم می نامیدند، ” کوثر” بسیاری و فراوانی خیر و برکت، و فراوانی ذریه و اولاد است که خداوند در مقابل کفار که پیغمبر محبوبش را ابتر نامیدند بشارت داشتن ذریه بسیار به ان حضرت داد.
دکتر شریعتی براین عقده بود که رابطه خدا و هستی نوعی رابطه هستی بخشی است مانند مادر و فرزند ، خدا مذکر یا مونث نیست، ، رابطه زایش و رحمت است و بعد هستی شناختی به رابطه مادر و فرزندی می بخشد، بنا براین مفاهیم زنانه در قرآن و دیگر ادیان متعدد است و مادر نقش زیادی حتی در یهودیت داشته هم چنان که در اسلام دارد.
دکتر شریعتی با بینش توحیدی از یک سو و نگاه به تجربه های متمدن تمدن ها، فرهنگ ها و سرزمین های دیگر به مسئله زن می پردازد و در این رویکرد مقایسه ای می کوشد نگاه های کلیشه ای به زن غربی و شرقی را در هم شکند و نقد کند ، او اهمیتی به کلیشه ها نمی دهدد و زن و مرد را مکمل یکدیگر می داند ، در کتاب ” فاطمه فاطمه است ” این را به خوبی بیان می کند که فاطمه (س) یک” زن” بود آن چنان که اسلام می خواهد زن باشد، وی در همه ابعاد “زن بودن” نمونه شد،
فاطمه (س) با وجود آن که سختی و ناملایمات زیادی در طول زندگی کوتاه خود کشید، توانست مظهر یک “دختر “، در برابر پدرش . مظهر یک “همسر “، در برابر شویش . مظهر یک ” مادر “، در برابر فرزندانش . مظهر یک ” زن مبارز و مسئول ” ، در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش باشد. وی خود یک “امام ” است ، یعنی یک نمونه مثالی ، یک تیپ ایده آل برای زن ، یک ” اسوه ” ، یک “شاهد” برای هر زنی که می خواهد “شدن خویش” را خود انتخاب کند.

  • منبع خبر : نصیر بوشهر