نصیربوشهر – قاسم محمدی باغملایی – خانه امید ،خانه امید ما امیدواران وامید بخشان دیروز به همه شما مسولین از صدر تا ذیل بر مناصب نشسته این دیار تعلق دارد . امید ما را قیچی نکنید . قصد و نیت براین نبود که چون بر صدر نشینید اینگونه بی نگاه وخسته نگر به کسانی بی […]

نصیربوشهر – قاسم محمدی باغملایی – خانه امید ،خانه امید ما امیدواران وامید بخشان دیروز به همه شما مسولین از صدر تا ذیل بر مناصب نشسته این دیار تعلق دارد .
امید ما را قیچی نکنید .
قصد و نیت براین نبود که چون بر صدر نشینید اینگونه بی نگاه وخسته نگر به کسانی بی نگاهی را عرضه کنید که همه ی شما در دیگ جوشان آن ها از خامی به پختگی انتظار بود .
سه دهه از عمر گران وجان مایه وجود خود بی منت با جوهر عشق و کلام مهر در کلاس های درس با تمام کم داری های آموزشی با هم بودن را مشق کردیم به امید
تا اگر به بار نشینی و ثمری حاصل ، امروز زیر سایه شما سایه ساری وروزگار بد و خوب رفته با شما را در خانه ای که امید می رفت سنگ بنای آن با همت شما بنا شود سپری وگذران عمر ومفتخر از داشتن درخت و درخت های به بار نشسته ای چون شما ها!
گویا و شوربختانه باید گفت امیدی نیست کین شمع سبک‌ سر
با پیه سوز شما تا سحر سوزد! هرچند میدانیم کین شمع دوسر سوز هنوز هم همان شمع روشن دیروزی است که روشنایی بخش تاریکی های دیروز و امروز و فردای شما هاست .
حرمت این شمع را نگه دارید که حرمت شکستن نه در قامت شما ونه در باور ما می گنجد.
سالهای متمادی است که جمع ما از نابرخورداری های بستری زیبنده ، برای شاد زیستی خود و هم دیاران این دیار در رنج وچشم انتظار وحسرت اندک ذخایرگنجی که روی آن به رنج نشسته ایم‌.
ساز زندگی را به شما سپردیم که با خلق زیبایی ها برایمان سازی از جنس روح نوازی و آرامش و آسایش و امید در بر داشته باشد .نه اینک که نوبت به ما رسد سازتان ناکوک و نوای حزن و ناامیدی برای خانه ای که امید ماست !
زبانمان لال اگر بگوییم خود کرده را تدبیر نیست واب به ماسه ریختیم
و ای دریغ که‌ بازیار باد بودیم و نمی‌دانستیم !

در این روزهای بد گذر روزگار که جهان یکپارچه ،فشاری بی سابقه بر رفتار و اخلاقیات وارد کرده و میکند و خواهد کرد. ما به جد نگران شما فرزندان خود هستیم که مبادا شما در این صف ایستاده باشید وغافل ازانچه برما رفته ومیرود !
هرچند این قصه ی پر غصه ما سری دراز به درازا وقامت زمخت تاریخ دارد . نظر ونگاه خسته جمعی ما بازنشستگان به دستان پر توان و اثر گذار و التیام بخش الام رفته برما ست . بی هیچ تعارف و منت،که آنچه داده آیم بی منت واز سر عشق بود .

ریاست محترم شورای شهر کهن بند ر و اعضای محترم

روی سخن و خواستگاه به حق وبه جد ما بازنشستگان در خصوص خانه امید در محدوده پارک شغاب نه خواسته ای از جنس بیش خواهی است.
بلکه کمتر از هرآنچه از آن محدوده غارت شده آن میراث است می باشد . که اگر کرم کنید به واگذاری قطعه مورد خواستگاه ، قطع یقین ما پاسدار و محافظ و احیاگر ته مانده هرانچه بنام میراث در اذهان آحاد این دیار به یاد گار مانده خواهیم بود.
امید میرفت و حق این بود با توجه به اینکه کمیسیون عمران شورادر جهت لایحه جدید شهرداری طرح خود را آماده برای همنظری در صحن علنی شورا همت گماشته ،چوب کج نظری لای چرخ گذاشتن ظلمی نابخشودنی و اجحاف در روند اهداف شو رایی است. واگر این سنگ به کجی بنا شود تا ثریا به کجی خواهد ماند .
جمع منتظران چشم دوخته به هم آهنگی وهمراهی شما برای به سرانجام رساندن این مهم است .
نگذارید تلخی ها و ناروا ییهایی که به این جمع در طول سالیان صدا رت دانش آموخته های خود به بی مهری ‌و فرصت سوزی رفت به پای شما در اذهان به سنگینی نشیند و بگویند ..
من (ما) از بیگانگان هر گز ننالیم که هر چه می کشیم از خویش خویش باشد .به هر روی پشت در انتظار منتظر می مانیم تابا گشودن در امید به روی امید آوران با هم نظاره گر باشیم .

قاسم محمدی باغملایی بازنشسته آموزش و پرورش بوشهر

  • منبع خبر : نصیر بوشهر