ما در وضعيت عجيب و حيرت انگيزي به سر مي بريم. منظورم از عجيب و غريب اين است كه احساس مان در خصوص وقايع، عملكرد، رفتار و گفتار مديران و مسئولان به زبان امروزين، هنگ مي كند. در واقع هر گفتار و كردار مدير و يا مسئولي، ما را دچار احساسات متضاد و هم زمان مشتركي مي سازد.....

۱٫ ما در وضعیت عجیب و حیرت انگیزی به سر می بریم. منظورم از عجیب و غریب این است که احساس مان در خصوص وقایع، عملکرد، رفتار و گفتار مدیران و مسئولان به زبان امروزین، هنگ می کند. در واقع هر گفتار و کردار مدیر و یا مسئولی، ما را دچار احساسات متضاد و هم زمان مشترکی می سازد. پس از هر جمله و یا رفتاری از مدیران در هر سطحی از خرد و کلان دچار خشم، عصبانیت، غم، خنده و حیرت توامان می شویم و  یا به صورت مجزا یکی پس از دیگری این احساسات،  درون مان متجلی می شود. این تلفیق احساسات متضاد در درون ما ، نشانه ی یک وضعیت  تراژیک و دردناک است. وضعیت فوق در صورت تکرار ، ابتدا شهروندان را گیج و مستاصل می سازد اما در نهایت این استیصال ها به یک سونامی «خشم» تبدیل می شود. از سوی دیگر مدیران هم به دلیل اینکه وضعیتی توتالیتاریستی دارند بیش از آنکه متاثر از اراده ی خود، رفتار و یا گفتاری داشته باشند، مجری اَوامر سطوح بالاتر و گفتمان غالبی هستند که تحت تاثیر وضعیت ویژه خواری و مرید/مرادی آنها را به این منصب رسانده است .  به همین دلیل است که آنها خود را مامور و معذور تصور می کنند. از این روی وجدان شان را خاموش کرده و از وضعیت دهشتناکی که عادی شده ، تبعیت می کنند. در حقیقت انها خودشان هم متوجه نیستند که با هر گفته که اکثرا هم متناقض با نظرات قبلی خودشان است در افکار عمومی نزول پیدا کرده و گاه نفرت مردم را متوجه خود می سازند. برخی هم که تلاش دارند به بهبود شرایط کمک نمایند بناچار از وضعیتی صحبت به میان آورند که برچیده شده و بستر حداقلی آن هم وجود ندارد در نتیجه سخنان آنان نیز همان وضعیت متناقض عصبانیت/ خنده دار را ایجاد می سازد.

سخنان معاون سیاسی استانداری بوشهر هم در همین چارچوب قابل تاویل است.

معاون سیاسی تلاش کرده از یک کارکرد مهم مطبوعات سخن به میان اورد اما فراموش کرده که در شرایط فعلی که حاکمیت برسازنده آن است این رویکرد رسانه ای سرتاپا برای نویسنده و رسانه هزینه ساز است. این وضعیت هزینه دار  و صعب ، همه نشریات و رسانه ها را شبیه یکدیگر ساخته و نگاه انتقادی و تفاوت را از میان برداشته است. به همین دلیل این سخنان معاون سیاسی شاید در فرانسه و دانمارک محلی از اعراب داشته باشد اما در اینجا این سخنان خنده دار و تاسف بار توامان است.

۲٫ شرایطی که در بالا ذکر کردم حاکی از یک وضعیت خاص توتالیتاریستی است. در این وضعیت می توان به تغییر مواضع مدیران از پاسخگو به پرسش گر متحیر شد. آنان ناتوان در تبیین اوضاع، میان عقاید خودشان و الزامات سیستم در چالش اند و خود انها نیز متاثر از شرایط تمامیت خواه دچار همان تهدید و تحدیدی هستند که بر رسانه ها حکمفرما ست و بناچار بجای اصلاح وضعیت مجبور است به دنبال مقصر بگردد و توپ را به زمین نفر یا گروه دیگری بیاندازد و غریب این است که احساس مان در خصوص وقایع، عملکرد، رفتار و گفتار مدیران و مسئولان به زبان امروزین، هنگ می کند. در واقع هر گفتار و کردار مدیر و یا مسئولی، ما را دچار احساسات متضاد و هم زمان مشترکی می سازد. پس از هر جمله و یا رفتاری از مدیران در هر سطحی از خرد و کلان دچار خشم، عصبانیت، غم، خنده و حیرت توامان می شویم و  یا به صورت مجزا یکی پس از دیگری این احساسات،  درون مان متجلی می شود. این تلفیق احساسات متضاد در درون ما ، نشانه ی یک وضعیت  تراژیک و دردناک است. وضعیت فوق در صورت تکرار ، ابتدا شهروندان را گیج و مستاصل می سازد اما در نهایت این استیصال ها به یک سونامی «خشم» تبدیل می شود. از سوی دیگر مدیران هم به دلیل اینکه وضعیتی توتالیتاریستی دارند بیش از آنکه متاثر از اراده ی خود، رفتار و یا گفتاری داشته باشند، مجری اَوامر سطوح بالاتر و گفتمان غالبی هستند که تحت تاثیر وضعیت ویژه خواری و مرید/مرادی آنها را به این منصب رسانده است .  به همین دلیل است که آنها خود را مامور و معذور تصور می کنند. از این روی وجدان شان را خاموش کرده و از وضعیت دهشتناکی که عادی شده ، تبعیت می کنند. در حقیقت انها خودشان هم متوجه نیستند که با هر گفته که اکثرا هم متناقض با نظرات قبلی خودشان است در افکار عمومی نزول پیدا کرده و گاه نفرت مردم را متوجه خود می سازند. برخی هم که تلاش دارند به بهبود شرایط کمک نمایند بناچار از وضعیتی صحبت به میان آورند که برچیده شده و بستر حداقلی آن هم وجود ندارد در نتیجه سخنان آنان نیز همان وضعیت متناقض عصبانیت/ خنده دار را ایجاد می سازد.

سخنان معاون سیاسی استانداری بوشهر هم در همین چارچوب قابل تاویل است.

معاون سیاسی تلاش کرده از یک کارکرد مهم مطبوعات سخن به میان اورد اما فراموش کرده که در شرایط فعلی که حاکمیت برسازنده آن است این رویکرد رسانه ای سرتاپا برای نویسنده و رسانه هزینه ساز است. این وضعیت هزینه دار  و صعب ، همه نشریات و رسانه ها را شبیه یکدیگر ساخته و نگاه انتقادی و تفاوت را از میان برداشته است. به همین دلیل این سخنان معاون سیاسی شاید در فرانسه و دانمارک محلی از اعراب داشته باشد اما در اینجا این سخنان خنده دار و تاسف بار توامان است.

۳٫ شرایطی که در بالا ذکر کردم حاکی از یک وضعیت خاص توتالیتاریستی است. در این وضعیت می توان به تغییر مواضع مدیران از پاسخگو به پرسش گر متحیر شد. آنان ناتوان در تبیین اوضاع، میان عقاید خودشان و الزامات سیستم در چالش اند و خود انها نیز متاثر از شرایط تمامیت خواه دچار همان تهدید و تحدیدی هستند که بر رسانه ها حکمفرما ست و بناچار بجای اصلاح وضعیت مجبور است به دنبال مقصر بگردد و توپ را به زمین نفر یا گروه دیگری بیاندازد

  • منبع خبر : نصیر بوشهر