نصیر بوشهر – مجتبی خرم آبادی – سرمایه انسانی حاصل آموزش ،کسب تجربه و مهارت آموزی است که فرد طی سالها به دست می آورد.نقش بسزای سرمایه های انسانی در بهره وری سازمان ها أمری مشهوداست که مدیران با استفاده بهینه از آنها در ارتقای سازمان یا شرکت خود روند صعودی را مشاهده می نمایند.دولت […]

نصیر بوشهر – مجتبی خرم آبادی – سرمایه انسانی حاصل آموزش ،کسب تجربه و مهارت آموزی است که فرد طی سالها به دست می آورد.نقش بسزای سرمایه های انسانی در بهره وری سازمان ها أمری مشهوداست که مدیران با استفاده بهینه از آنها در ارتقای سازمان یا شرکت خود روند صعودی را مشاهده می نمایند.دولت ها و قدرت سیاسی حاکم بر کشورها نیز از این قاعده و ارزش مستثنا نیستند.یقینأ هر دولتی در چارت های مدیریتی نهادهای زیر مجموعه در انتصابات و گزینش مدیران خود به شایسته سالاری اقدام نماید افرادی را که دارای تخصص،تعهدوپشتکار وبرنامه گرا را به کار می گمارد.با گذشت چهل و سه سال از انقلاب اسلامی و در بلوغ انقلاب به زعم اکثریت کارشناسان یکی از تاثیرگذارترین عوامل نارضایتی مردم و ضعف در رسیدن به برخی از اهداف بزرگ انقلاب به سبب سوءمدیریت می باشد.تا جایی که این عامل ‌(سوءمدیریت)۷۰درصد نسبت به تحریم ها(۳۰درصد)در بحث اقتصاد و معیشت توانسته چالش های بزرگی را ایجاد نماید.اما سوء مدیریت ها در دولت ها محصول چیست؟اگر مجموع دانش و مهارت و تعهدو پشتکار را ویژگی مهم و بارز یک مدیر و کارمند به عنوان یک سرمایه انسانی بدانم عکس این موضوع در چیدمان مدیران می تواند دلیل سوء مدیریت باشد.انتخاب یک فرد غیرمتخصص بدون تجربه و مهارت لازم در رأس یک نهاد هرگز سبب ارتقای آن نهاد و رسیدگی به مطالبات و رضایت مردمی نمی شود.متاسفانه شاهد آنیم پس از استقرار هر دولت از آبدارچی یک اداره تا صدر آن مجموعه بدون هیچ دلیل منطقی تغییر و با نگاه محض حزبی و تقسیم سهام سیاسی احزاب پیروز مدیریت ها تعیین می شود.اینکه در دوسال اول استقرار یک دولت از ۳۱ استاندار،۲۲ استاندار تغییر و یا ۷۰درصد فرمانداران در همان ابتدای دولت جای خود را به افراد دیگر می دهند،ریشه های سوءمدیریت است.سوءمدیریت محصول انتخاب بد و سیاسی و گمارون انسانهای ضعیف است و این ضعف ها بزرگترین ضربه را به آرمان های نظام و انقلاب اسلامی و اعتماد اجتماعی مردم زده است.اینکه احزاب پیروز و دولت مستقر داس برداشته و ریشه های مدیران متخصص و سرمایه های انسانی را از جا کنده و مدیران را بصورت جناحی انتخاب می نماید نتیجه اش کارنامه بد دولت ها و مشارکت حداقلی مردم در انتخابات ها که به نوعی بخش اعظمی ازمشروعیت هر نظام و حاکمیت به حضور در انتخابات ها می باشد.وقتی یک مدیر و یا مدیرکل با کارنامه عالی ولی به دلیل عدم همفکر بودن سیاسی با دولت مستقربه پایین ترین رده در چارت انتقال می یابد چگونه می توان به حل مشکلات دلخوش بود؟در دولت های اصلاحات و مهرورزی و اعتدال چند درصد مدیران توانا و شایسته در پست های خود باقی ماندند؟چرا باید یک فرد یا مدیر که سالها آموزش و مهارت و زمان برای کسب تجربه را گذرانده است با داس مدیران دولت جدید ریشه کن شود؟جناح راست در زمان قدرت همان داسی را به دست می گیرد و مدیران جناح چپ را در عین شایستگی می زند که جناح چپ در هنگام قدرت.پس عملأ راههای رشد نارضایتی اجتماعی،عدم توسعه و رشد اقتصادی ریشه در درو کردن سرمایه های انسانی به دلیل گرایشات سیاسی است و تا زمانی که سرمایه های انسانی قربانی این نگاه و رانت های سیاسی می شود فاصله اعتماد اجتماعی بین دولت و ملت را شاهد خواهیم بود.دولت آینده باید بداند که بزرگترین راه حل برای رسیدگی به مطالبات مردمی و کاهش آسیب های اقتصادی و رشد و توسعه کشور در اعتمادبه سرمایه های انسانی و رشد و تداوم مدیریت آنها علیرغم بینش سیاسی متفاوت می باشد.دولت های مستقر به جای داس هایی که ریشه مدیران توانا (سرمایه انسانی سازمانها)را بزند می بایست ریشه های رانت سیاسی را خشک نماید

  • منبع خبر : نصیر بوشهر