جامعه پرهیجان که در تماشای گذر جهان از سنت ها به مدرنیته فقط تقلید را آموخت و نه هرگز تحول و تکنولوژی را ،امروز نیز از مفاهیم نهادینه شدن و پرورش یافته جامعه غربی “فردگرایی “و”منفعت طلبی”و “بقا به هر قیمت”را مشتاقانه پذیرفته است.از آن روزگار باهم بودن ها ،کنار هم بودن ها،صله رحم ها،اصلاح […]

جامعه پرهیجان که در تماشای گذر جهان از سنت ها به مدرنیته فقط تقلید را آموخت و نه هرگز تحول و تکنولوژی را ،امروز نیز از مفاهیم نهادینه شدن و پرورش یافته جامعه غربی “فردگرایی “و”منفعت طلبی”و “بقا به هر قیمت”را مشتاقانه پذیرفته است.از آن روزگار باهم بودن ها ،کنار هم بودن ها،صله رحم ها،اصلاح امور و ساختن ها با کمک همدیگر فقط یک”نوستالژی”برای “حسرت نامه”نوشتن ها در فضای مجازی باقی مانده است.جامعه ایرانی در تاریخ خویش با هدایت آگاهانه و لیدرهای روشنفکری توانسته ازبزنگاههای بسیاری بگذرد.از تاریخ مشروطیت تا دوران پهلوی ،از سید جمال و اقبال لاهوری وامام خمینی و آیت الله طباطبایی و آیت الله مطهری ،آیت الله طالقانی و دکتر شریعتی تا…گواه برآن است که جامعه مطالبه گر با آرمان مطلوب و تعریف شده راه خود یافته و حتی منجر به موفقیت نموده،از گنجاندن بخشی از،مطالبات خود در انقلاب مشروطیت در سلطنت شاه کشور تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷.جامعه ای که آرمان گرا ،مطالبه گر و نقاد و کاملاهدفمندبود.روشنفکران با هر عقیده ای سعی در تفهیم عقاید خود به جامعه و برای خود پایگاهی داشته اندـدر اوج محرومیت از سواد، روشنفکران برای جامعه شناخته شده بودند.جنگ تحمیلی ارزش های جدیدتری را برجسته کرد.همدلی ها و همکاریهای ملتی در پشت جبهه و حضور جوانان وطن دوست مذهبی برای پاسداشت سرزمین و انقلابی نوپا در خط مقدم ،ایثار و شهادت را نهادینه کرد.پس از،جنگ تحمیلی ،سازندگی و اصلاحات گامهای بعدی بود که به میدان امد.تحریم های سخت امریکا و ایادی از طرفی و نداشتن استراتڗی های مشخص برای حل بحرانات اقتصادی جامعه را به گسل های طبقاتی نزدیک کرد.آگاهان سیاسی و جامعه شناسان طبقه متوسط هر جامعه را شاخص تحول در آن جامعه می دانند .فشارهای اقتصادی فواصل طبقاتی را بیشتر کرد حتی ظهور مردی ناشناخته در عرصه سکانداری کشور با شعار احیای شعارهای ابتدایی انقلاب نیز نتوانست به ترمیم و وصله زدن ها منجر شود.بهر شکل سقوط جامعه متوسط امری مشهود است.رسالت روشنفکری در دهه هفتاد شمسی تاکنون بیشتر که به اصلاح و اگاهی جامعه منجر شود به عوام زدگی سوق پیدا کرد و جزگاهگاهی چند نقد ژورنالیستی خبری از آن روشنفکران تاثیرگذار نیست و ناشناختگی انان در جامعه خود از دلایل انزوای بیان شده این طبقه (روشنفکر)در جامعه است.سقوط جامعه متوسط و انزوای روشنفکران و عوام زدگی آنان را اگر در مرگ احزاب و عدم اقبال مردم به حزب و حزب گرایی که متاثر از رفتارتاریخی ایرانیان در امور جمعی اضافه کنیم خواهیم دید با جامعه ای پرهیجان تر و غیر تحلیل گرا روبرو هستیم. جامعه ای با میزان مطالعه ۱۳دقیقه آن هم با برتری مطالعات کتب اشپزی و رمان های عوام گرایانه بر مطالعات تاریخی و فلسفی ،جامعه ای که آمار بلیط های خریداری فیلم های سخیف و طنزهای لودگی از فیلمهای مفهوم گرای آن بیشتر است.فیلم های پر از توهین و تحقیر و سیاه نمای آن پر مشتری از فیلمهای است که هر دیالوگ آن مسیری راهگشا برای عبور از چالش های فکری و اجتماعی انسان است.آری فقر روشنفکران تاثیرگذار منتقد و متفکر و تهی شدن طبقه متوسط از ساختار طبقاتی جامعه ،جامعه ای معلق در میان گذشته تاریخی و آینده ای مبهم بنا نهاده است و این جامعه آمادگی لازم برای قهرمان پروری و رسیدن به هدف از راه میانبر و مقاوم در برابر قانون رادارد.کنون که فقدان محورهای تاثیرگذار یک جامعه در حال توسعه را مرور کردیم باید بدانیم در این جا شاهد “ادعای طبقه جدید”که خودرا روشنفکر و پرچمدار آرمان خواهی و تحول جامعه و جایگزین طبقه متوسط بداندخواهیم بود.ادعا و حضور پررنگی که چند صباحی افرادی موسوم به “سلبریتی ها” در فضای مجازی دارند.هر چند واڗه سلبریتی به معنی افرادی شهیر در عرصه های هنری و اجتماعی است اما نقش افرینی ها در تحولات اجتماعی سیاسی جهان بسیار برجسته است برخلاف ایران که عمده فعالیت افراد سلبریتی در انتشار عکس های خصوصی و دست یازیدن به هر ترفندی برای بالابردن فالوئر است.در هنگامه بحران کرونا در حالی که سلبریتی های اروپایی و هالیوودی و حتی آسیای میانه با پرداخت کمک های میلیون دلاری و بخشیدن دستمزدهای خویش به امور خیریه یا ساخت بیمارستان یا مراکز آزمایشگاهی نقش آفرینی می نمودند سلبریتی های ایرانی با چالش رقص و سکوت با کرونا برخورد کردندو عملا هیچ نقش مثبت و تاثیر گذاری نداشتند.البته باید تقصیر رشد سلبریتی های بی سواد ایرانی که در آن بازیگری با دیپلم تجربی کارشناس تحلیل مسائل سیاسی روزمی شود و با تاکتیک پاراپاگاندی سعی در تفهیم عقاید غلط و باورهای سخیف خودبه جامعه داردرا بر گردن جامعه باید دید.خود جامعه در رشد سلبریتی های بی سواد دروغگو و ریاکار دخیلند.بازیگری که هرشب سه ساعت دم از ایرانی و ایرانی بودن می زدند و خلیج همیشگی فارس را استوری می کند در آغوش آل سعود به تحقیر کشورش می پردازد.دیگری که یقه خود را برای کورش هخامنش پاره می کرد در بیمارستان کانادا زایمان می کند تا فرزندش کانادایی باشد تا ایرانی.امروز در غروب روشنفکران و نبود احزاب تاثیرگذار و سقوط جامعه متوسط ،سلبریتی های بی سوادی رشد نموده اند که خطری بس بزرگ برای جامعه مدنی وتوسعه اجتماعی ایران است.علفهای هرز جامعه مدنی اگر اکنون با آگاهی و توسعه دانایی و ارتباط گیری و پایگاه سازی روشنفکران اجتماعی بر چیده نشوند در آینده شاهد حضور افرادی نالایق در عرصه های مدیریتی با مهندسی افکار عمومی توسط همین طبقه خواهیم بود و جامعه هیجانی نیز فرصت لازم را برای یکه تازی آنها خواهد داد.


  • منبع خبر : نصیر بوشهر