بعد از با سابقه ترین مدارس به شیوه ی امروزی در ایران یعنی دارالفنون در تهران ،مدارس سعادت،شاهدخت،فردوسی،گلستان و… قبل از سال ۱۳۰۰ خورشیدی و بعد از ۱۳۰۰ یکی بعد از دیگری در بوشهر به کمک تحصیل کرده ها و اهل علم و هیأت امنا و کمک های مردمی و سپس دولتی تاسیس و ادامه […]

بعد از با سابقه ترین مدارس به شیوه ی امروزی در ایران یعنی دارالفنون در تهران ،مدارس سعادت،شاهدخت،فردوسی،گلستان و… قبل از سال ۱۳۰۰ خورشیدی و بعد از ۱۳۰۰ یکی بعد از دیگری در بوشهر به کمک تحصیل کرده ها و اهل علم و هیأت امنا و کمک های مردمی و سپس دولتی تاسیس و ادامه ی حیات دادند.
جالب است تا آن زمان، اغلب مکتب خانه ها و مدارس ، به دروس نظری و قالبی محدود، تکیه داشتند.
در دوران مشروطه و بعد از آن که در مدرسه ی سعادت مظفری فعالیت خود را توسط “محمد حسین سعادت و عبدالکریم سعادت” و دیگر امنا و معلمان فعالیت خود را آغاز کرد از همان ابتدا ، آموزش خود را علاوه بر دروس نظری بر دروس عملی و کاربردی و حرفه ای که در زندگی مردم رواج داشت،معطوف کردند.
در سال ۱۳۰۱ ش یعنی ۹۸ سال پیش مرحوم ” محمد تقی فیلسوف ” که درس خوانده سوربن پاریس بود از سوی هیأت وکلای مدرسه سعادت ، مدیریت آن را به عهده گرفت و علاوه بر علوم قدیم بر آموزش های علوم جدید و ((مهارت های کوتاه مدت)) که امروز موسوم به ((ایران مهارت)) گردیده ، تاکید داشت و مهارت های کاربردی و فنی و حرفه ای
هم چون((صابون سازی)) و کاربرد صحیح آن-((واکس سازی)) و کاربرد صحیح آن-و حرفه های دیگر که در زندگی استفاده داشت، آموزش داده می شد.
البته علاوه بر مدارس پسرانه که به نوعی آموزشگاه فنی و حرفه ای آن زمان بودند و به عبارتی دو رسالت را ایفا می کردند و مانند مدارس خصوصی و غیردولتی و آموزشگاه های فنی و حرفه ای، توسط مردم اداره می شدند.و محوریت با دروس مهارتی بود .
خوشبختانه مدارس و آموزش های فنی و حرفه ای هم پسرانه بودند و هم دخترانه.
مدرسه شاهدخت که در سال ۱۳۰۵هجری شمسی توسط خانم شوکت سلامی مدیریت می شد با همکاری شمسی جان کدوبری ،کبگانیان،نجیبه بیگم صدر،گواشیریان و چند نفر دیگر از دبیران و معلمان کارگاه های خیاطی و طباخی(آشپزی) را در مدرسه راه انداختند. و انواع غذاهای محلی و ایرانی و انواع لباس های بومی و وطنی را آموزش می دادند و فارغ التحصیلان با همین حرفه ها بعدا مشغول کسب و کارهای خانگی ، و راه اندازی استارت آپ ها و کارگاههای منطقه ای و بعضی اشتغال در ادارات دولتی و مؤسسات خصوصی شدند .
البته این مدرسه ی بزرگ دخترانه و دیگر مدارس مثل فردوسی(که در سال ۱۳۰۰ خورشیدی توسط ” میرزا ابراهیم صدیق ” و کمک های ” محمود پوررضا ” اداره می شد.) به مهارت های کوتاه مدت و بلند مدت در کنار دروس تئوری و نظری توجه ویژه ای داشتند.
و همین امر باعث می شد که مردم و فراگیران به مدرسه و علم علاقه مند باشند ، مدرسه و آموزشگاه ها جذابیت داشته باشند و فارغ الحصیلان این مدارس در جامعه کاملا مطرح و اثرگذار باشند و هر کدام از این فارغ التحصیلان که آمار آن هم کم نبوده اند، جزء برجسته‌گان جامعه ی بوشهری و ایران بشوند

(صفحات ۶۰/۶۱—–۱۱۰/۱۱۴ کتاب تاریخچه آموزش و پرورش شهرستان بوشهر تألیف دکتر مشایخی)
که بعضی جهت اطلاع و بهره برداری محققان پیوست این مقاله آورده می شود .
البته در مدارس خارج از کشور نیز که باعث آن همه ترقی و پیشرفت علمی در تاریخ جهان در دو قرن اخیر گردید ،، دو اصل همواره مد نظر بوده است ::

۱-اتکای امر آموزش به مردم و خصوصی سازی
۲- توجه جدی به آموزش مهارت های کوتاه مدت و فنی و حرفه ای
که مشکلی از زندگی مردم را حل کند و باعث ایجاد اشتغال شود .
و مدارس اولیه ی ما در ایران و بوشهر در برهه ای از تاریخ معاصر نیز این دو اصل را رعایت می کردند.
در دنیای خارج در کشورهای شرقی و غربی این دو اصل با تحول و به روز شدن آموزش در تمام عرصه ها و تمام مقاطع تحصیلی جدی گرفته شد و شد آنچه از خروجی آن و پیشرفت تکنولوژی در جهان ما شاهدش بوده ایم. و متاسفانه در کشور ما و چند کشور دیگر بر اثر عواملی پیدا و پنهان از دروس و مهارت های کاربردی و به روز ، فاصله گرفت شد و دروس مکتب خانه ای و هم مدرسه ای ، اتکا صرف به دروس محفوظاتی و نظری داشتند و اگر هم یک یا چند درس عملی و مهارتی گاهی مطرح گردید، انگار مزاحم بودند و کسر شأن برخی معلمان بود که آن را تدریس کنند یا جدی بگیرند ، و به عبارتی گاهی برای رفع مسوولیت فقط در برنامه ی درسی گنجانده میشد ،که عواقب این تفکر، هنوز هم دامنگیر نظام آموزشی ماست.
اگر طرح کادی مطرح میشد، گاهی برای خرید کوپن قند و شکر استاد کار ، توسط کارآموز و اگر درس حرفه و فن و یا هفته ی معرفی مشاغل گفته میشد، باز مشاهده شد ، برخی مدیران در اجرایش جدیت نداشتند .
و این شد که امروز وقتی در سند تحول آموزش و پرورش، الزام آموزش های مهارتی مطرح می شود و با همفکری شبانه روزی مسوولان دلسوز وزارت آموزش و پرورش و سازمان آموزش فنی و حرفه ای اجرای تفاهمنامه ی آموزش مهارت های کوتاه مدت موسوم به ایران مهارت امضا می شود ، چنان از سوی بعضی مسوولان آموزش و پرورش مناطق و برخی مدیران مدارس، مقاومت نشان داده می شود که بعضا درس اصلی ( کار و فناوری) به جای مهارت های فوق برنامه و دلخواه دانش آموزان به بهانه فقدان توان مالی اولیا و دانش آموزان در فرم های عملکرد مندرج وفرمالیته می شود. و به اهمیت و حساسیت موضوع و دغدغه مسوولان و طراحان دلسوز و مصلحت کشور و رقابت جهانی واعتلای کشور ،توجه ای نمی شود . و اینست که دانش آموز از مدرسه و دروس نظری و حفظی بیزار می شود ، بعضی مدارس و حتا برخی دانشگاه ها بی ثمر ، و معلم و دانش آموز بی انگیزه می شوند ، خلاقیت ها ، ابتکارات و نبوغ محدود و کشته می شود و شاید در سطح بالاتر به دنبال تحول بیشتر، خلاقیت بیشتر و فراگیری مهارت های مورد علاقه، فرار مغزها و پناهندگی ها پیش بیاید .
و راهی نیست جز اینکه ما مدارس را به کمک آموزشگاه های مهارتی و توانا که توان تجهیزاتی و نیروهای انسانی متخصص و کارآمد را دارند و به کمک بخش خصوصی دلسوز ، پر انگیزه ، فعال و شاداب نماییم تا هم به خواست مردم ، اولیا و دانش آموزان پاسخ داده باشیم و هم از قافله ی علمی و مهارتی جهان عقب نمانیم و هم دانش آموز و دانشجو را به درس و مدرسه و دانشگاه بیشتر علاقه مند سازیم ، و معدود مدارس و دانشگاه هایی که در کشور به این اصول پایبند هستند ، تنها نگذاریم و شاهد اختراع و اکتشافات پی در پی برای کشور باشیم. و شاهد ترقی و اعتلای هر چه بیشتر کشور در رقابت های جهانی به کمک ایجاد اشتغال های متنوع به دست جوانان ایرانی و صاحبان حرف و اتکا به تولید داخلی و با کیفیت پایدار باشیم
——————–

  • نویسنده : دکتر لیراوی
  • منبع خبر : نصیر بوشهر