نصیربوشهر – عبدالمجید زنگویی:دومین دفتر شعر مرتضی زندپور شاعر خرمشهری-بوشهری با عنوان »ارتفاع حوصله«توسط انتشارات هامون نو، در ۷۸صفحه به چاپ رسیده است. نخستین دفتر شعر این شاعر با نام»تابوت های خیس«در سال ۱۳۹۷ وارد بازار کتاب شد که پس از یک سال به چاپ دوم رسید و نقدهای زیادی را به دنبال داشت.این کتاب […]

نصیربوشهر – عبدالمجید زنگویی:دومین دفتر شعر مرتضی زندپور شاعر خرمشهری-بوشهری با عنوان »ارتفاع حوصله«توسط انتشارات هامون نو، در ۷۸صفحه به چاپ رسیده است. نخستین دفتر شعر این شاعر با نام»تابوت های خیس«در سال ۱۳۹۷ وارد بازار کتاب شد که پس از یک سال به چاپ دوم رسید و نقدهای زیادی را به دنبال داشت.این کتاب شامل شعر های نیمایی و سپید این شاعر بود که مورد توجه خوانندگان شعر قرار گرفت. مرتضی زندپور زاده ی دی ماه ۱۳۳۱ خرمشهر است که با شروع جنگ ایران و عراق از خرمشهر به بوشهر مهاجرت کرد و در سازمان بنادر و دریانوردی بوشهر به کار خود ادامه داد.اینجانب که در سال ۱۳۶۰ از آبادان به زادگاهم بوشهر منتقل شدم افتخار آشنایی با این شاعر نصیبم شد او از سال ۱۳۷۸ تا سال ۱۳۸۴ به مدت هفت سال دبیر صفحه ی ادبی/هنری هفته نامه ی نصیر بوشهر(هوای تازه)بود و بعد از آن عضو شورای نویسندگان هفته نامه که پس از بازنشستگی زندگی در شیراز را بر گزید. این شاعر از نوجوانی سرودن شعر را آغاز کرد و اشعارش در نشریات بوشهر و نشریات کشور به چاپ می رسید.دفتر غزل هایش به نام»ارتفاع حوصله«در اوایل سال ۱۴۰۰ به وسیله انتشارات هامون نو_برازجان_به چاپ رسید. این دفتر هفتاد و هشت صفحه ای شامل سی و چهار قطعه غزل و یک مثنوی است.غزل های زندپور هم مانند اشعار سپید و نیمایی اش مورد توجه دوستداران شعر قرار گرفته است. در این غزل ها،عناصر تخیل و تصویر با آرایه های ادبی و صنایع بدیعی و در کنار آن ها اندیشه به هم گره خورده اند تا غزلی نو، خواندنی و امروزی را به مخاطب (خواننده)تحویل گردد. از این غزل ها یک قطعه به محمد علی بهمنی غزل سرای معروف تقدیم شده به نام)جام آتش_صفحه ۵۲(دو قطعه به منوچهر آتشی،چهره ی ماندگار و شاعر معروف بوشهری)غزل سوری_صفحه ۶۳ و موج سرکش_صفحه ۷۳( و یک غزل هم به هرمز فرهادی بابادی_صفحه۷۷_به نام نقش جهان) بیشتر غزل ها اگر چه عاشقانه اند اما همان گونه که اشاره شد گاه به تلمیح، اسطوره ها و افسانه هم اشاره دارد که باعث زیبایی بیشتر غزل گردیده است.

کفرم از معصیت عشق بر افلاک شده است باز پیراهنم ای یوسف دل چاک شده است(غزل پژواک_صفحه ی ۱۹)
چو ققنوسم که در پر های گرم خویش می سوزم میان شعله خویش پر وا می کنم هر شب(غزل جام آتش_صفحه ی ۲۶)
به چشم عشق نظر کن که ما و من بینی گناه یوسف و آن چاک پیرهن بینی… گهی به قله ی قافم چنان که سیمرغی گهی به دشت جنون پیر خارکن بینی…(غزل چشم آینه_صفحه ۳۰)
خود را به چشم این همه گل تا نشانده ای گل های باغ را به دریغا نشانده ای
لیلی نبوده ای که بدانی خیال من مجنون تازه ای که به صحرا نشانده ای(غزل چلیپا_صفحه ۳۵)
زندپور گاهی مصرعی از غزلی را به صورت شعر نیمایی می نویسد:
زندگی _پا می نهد_ در گور تا یک نطفه زاید مرگ بر می خیزد از جا در کنار بیشه شاید… (زندگی در نیش زنبور_ص۵۰)
باری پیرامون این دفتر شعر بسیار می توان سخن گفت و نوشت. ضمن آرزوی موفقیت های بیشتر برای این شاعر گران مایه و ارزشمند یکی از غزل های او به نام (ارتفاع حوصله) را برای نمونه می آورم:
افتاده از دو چشم تو ام،ناز تا به کی؟ این سردی از نگاه تو آغاز، تا به کی؟
من آن قناری ام به دل تنگ این قفس بر ارتفاع حوصله آواز تا به کی؟
دلشوره های چشمه به دریا رسیدن است پنهان میان سینه چنین راز تا به کی؟
بی ناله در گلوی خودم آه می کشم چشم انتظار لحظه ی اعجاز تا به کی؟
بر پرده های تار دلم پنجه می کشی غم زخمه بر عبارت این ساز تا به کی؟
نیت به فال عشق که بر استخاره است تعبیر شعر خواجه ی شیراز تا به کی؟

  • منبع خبر : نصیر بوشهر