تبیین کارکردهای دانشگاه، به عنوان یکی از مهم ترین بخش های ساختار فرهنگی کشور و نقشی که دانشجو در این زمینه به عهده دارد؛ به خوبی مبین ضرورت مشارکت سیاسی دانشجویان می باشد. از دیدگاه اندیشمندان علوم اجتماعی و سیاسی و با توجه به نظریه مشهور «ساختارگرا کارکردی»، دانشگاه، کارکرد و نقش مؤثری برسایر ساختارهای […]

تبیین کارکردهای دانشگاه، به عنوان یکی از مهم ترین بخش های ساختار فرهنگی کشور و نقشی که دانشجو در این زمینه به عهده دارد؛ به خوبی مبین ضرورت مشارکت سیاسی دانشجویان می باشد. از دیدگاه اندیشمندان علوم اجتماعی و سیاسی و با توجه به نظریه مشهور «ساختارگرا کارکردی»، دانشگاه، کارکرد و نقش مؤثری برسایر ساختارهای جامعه ایفا می نماید؛ چنان که تالکوت پارسونز، با ترسیم یک نظام سلسله مراتبی سیبرنتیک، معتقد است که کار ویژه نظام فرهنگی، کنترل و نظارت از طریق تولید دانش و اطلاعات است؛ که با ایفای نقش فرهنگی مطلوب خویش، نظام سیاسی را جهت دهی و هدایت می کند و برای نظام اقتصادی نیز قابلیت های لازم را تأمین و نیروی انسانی مورد لزوم را تربیت می کند و ظرفیت انطباق نظام را با محیط افزایش می دهد. همچنین برایع نظام اجتماعی نیز الگو و راهنمای عمل خواهد بود. به عبارت دیگر، کارکرد نظام اجتماعی، حفظ انسجام و ثبات یک جامعه است و کارکرد نظام سیاسی، تحقق اهداف تعهدآور یک نظام است و نظام اقتصادی، به دنبال انطباق نظام با محیط اطراف می باشد و دانشگاه محلی است که ظرفیت انطباق با محیط، اعم از فیزیکی و اجتماعی را افزایش داده و عوامل تسلط و کنترل بر آن، به منظور رفع نیازهای انسانی را فراهم می سازد و نیز نقش مهمی در اهداف سیاسی و استراتژی نظام سیاسی و تأمین الگوی ثبات اجتماعی برعهده دارد. بر این اساس، دانشگاه، جزیره ای مستقل از جامعه نیست و ضمن تأثیرپذیری از نظام سیاسی، توانایی مهمی در تأثیرگذاری بخش های مختلف آن دارد. هنگامی تحصیل کرده یک محیط علمی قادر خواهد بود برای سامان دادن به مدیریت نظام اجتماعی،سیاسی، اقتصادی و…، کارایی علمی مطلوب و مؤثری داشته باشد که همگام با کسب دانش های روز، نسبت به موضوعات اساسی کشور و نحوه مدیریت آن، حساسیت لازم را داشته باشد و از نزدیک با مشکلات و مسائل اجتماعی جامعه خود نیز آشنا باشد و عملاً مشکلات را شناسایی کند و راه رسیدن به این مقصود، حضور و مشارکت فعال دانشجویان در دل اجتماع است و در صورت آگاهی از مناسبات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی به تبع آن احساس مسئولیت برای هدایت جامعه و انسان است که بدین وسیله، یافتن راه درمان دردها با استمداد از آموخته ها و تجربیات نظری و علمی وبرداشته شدن هرنوع «موانع»برای دانشجو میسر می شود.

از سوی دیگر، یکی از کارکردهای دانشجویان، ایفای نقش الگویی برای هم سن وسالان خویش است؛ زیرا آنان از توانایی قابل توجهی در تأثیرگذاری بر اطرافیان و خانواده های خود برخوردارند و مهم تر آن که بسیاری از دانش آموختگان دانشگاه، وارد بازار کار و عرصه اجرایی و مدیریتی کشور خواهند شد؛ از این رو، نوع رفتار و جهت گیری های آنان در قبال مسائل سیاسی کشور، از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد.که دراین راه میبایستی خودراازهرگونه جریان هایی باهراسم و رسمی چه نفوذی وچه اصیل و…تهی وفارغ سازند ومستقل عمل نمایند.

  • منبع خبر : نصیر بوشهر