اگر چه از مقدمه وپایان این اعترافنامه چنین متبادر به ذهن میگردد که بنوعی قلم را بسمت مجیزگوئی شیفت داده ای،لیکن از رقص الفاظ وریتم جملات بکار برده در این دفاعیه ،نمیتوانید عملکرد جناب آقای تاجگردون به دلایل زیر تطهیر واو را چهره ی عادل وزحمتکشی معرفی نمائید: جناب آقای انصاری متاسفم که امثال جنابعالی […]

اگر چه از مقدمه وپایان این اعترافنامه چنین متبادر به ذهن میگردد که بنوعی قلم را بسمت مجیزگوئی شیفت داده ای،لیکن از رقص الفاظ وریتم جملات بکار برده در این دفاعیه ،نمیتوانید عملکرد جناب آقای تاجگردون به دلایل زیر تطهیر واو را چهره ی عادل وزحمتکشی معرفی نمائید:
جناب آقای انصاری
متاسفم که امثال جنابعالی وآقای تاجگردون ایران را مجمع الجزایری تصور نموده اید،:” که مصداق، هرکه بامش بیش،برفش بیشتر”
شمادر دلنوشته خود اذهان به خدمات بی نظیر آقای تاجگردون در منطقه لر نشین نموده اید.
آیا تابحال از خود پرسیده ای این خدمات به چه بهائی انجام پذیرفته است.؟
آیا تاکنون به پیامدهای ناگوار تفریط وزیادخواهی اینگونه نمایندگان که چه‌بسا سقوط عدالت درجامعه منجر گردید؛فکر کرده اید؟
مگر عدالت‌ورزی بعنوان مهمترین آرمان مقدس و ارزشمند برای مردم ایران معرفی نگردیده است. ؟
مگر در این حکومت باصطلاح اسلامی وظیفه نمایندگان در پاسداری از عدالت نیست.؟
آیا قانون‌گرایی، عدالت اخلاقی، شایسته سالاری، نظارت اجتماعی بعنوان اصول اولیه اخلاق وکلای مجلس، درعهدنامه نمایندگان با مردم نیامده است؟
مگر تاجگردونهاقسم یاد ننمودند که در برپایی عدالت اجتماعی در جامعه اسلامی ایران از هرگونه معاضدتی دریغ نورزند؟
آیا به صرف صدارت بر کرسی یکی از مهمترین کمیسیونهای مجلس ،باید از فرصت حاصله بنفع یک قشر خاصی بنام قوم لر استفاده کرد ودیگر مردمان این کشور به همان نسبت ازاین سازوکارها بهره‌مند نباشند؟
جناب آقای انصاری:
درجامعه‌ای که این راهکارهادر ان پیاده شود :که بقول معروف:
” هرکه قدرت ونفوذ بیشتری دارد وبتواند سهم بیستری تصاحب نماید.” یقینا بدان که عدالت جای خود را به بی عدالتی، تبعیض می‌دهد و نابسامانی‌های اجتماعی پدید می‌آید و خطرادامه این روند به سرنگونی نظام حاکم خواهد انجامید ،واین کاری است که در این چند سال عمر انقلاب جناب آقای تاجگردون وامثالهم و بدون توجه به ضرورت پیاده کردن مقوله عدالت اجتماعی بطور سویه در حق احاد مردم از خود نشان دادند.
بنابراین غارت از حق یک قشر وخدمت به قشر دیگر برای جلب نظر ورسیدن به کرسی وکالت هنری نیست که بایستی به آن بالید، بلکه باید به شدت مغموم وپست شمرده شود.تا منبعدامثال آقای تاجگردون از موقعیت خود در مجلس از این راهکارها بی عدالتی برای سهم بری بیشتر ونیز گماشتن بیش از ۱۰۰۰ نفر همزبانان خود در پستهای کلیدی در سطوح مختلف کشور سوء استفاده ننموده وجامعه را از رسیدن به عدالت صحیح اجتماعی وایضا حضور افراد لایق جهت خدمت محروم نمایند.که نبک میدانیم که این نوع خدمت بس خیانتی سترگ است.که نسلهای آتی از آن به نیکی یاد نخواهند کرد.
العاقبه اللمتقین

  • نویسنده : جمشید شکوهی
  • منبع خبر : نصیر بوشهر