“ریگستان” کتاب فرهنگ لغات و اصطلاحات عامیانه ” اثر حسین اسلامی” یکی از اثار ماندگار خطه جنوب ( بندر ریگ) است خودتان را برای خوانندگان ما معرفی کنید و انگیزه اصلی برای نوشتن کتاب ریگستان را بفرمایید؟ حسین اسلامی ، متولد ۱۳۱۵ بندر ریگ هستم. انگیزه واژه هایی بود که در نظر داشتم، بعضی مواقع […]

“ریگستان” کتاب فرهنگ لغات و اصطلاحات عامیانه ” اثر حسین اسلامی” یکی از اثار ماندگار خطه جنوب ( بندر ریگ) است
خودتان را برای خوانندگان ما معرفی کنید و انگیزه اصلی برای نوشتن کتاب ریگستان را بفرمایید؟

حسین اسلامی ، متولد ۱۳۱۵ بندر ریگ هستم. انگیزه واژه هایی بود که در نظر داشتم، بعضی مواقع سعی می کردم با آنها جملاتی بسازم. جمله ها که ساخته می شد فکر می کردم با اجدادم همه دور هم نشسته ایم و آن ها را تلفظ می کنیم . انگیزه اول ؛ فکر کردن به گذشته و قرار دادن خودم در آن دوران بود که باعث شد شروع به نوشتن کنم. انگیزه دیگر؛ دوست داشتن زادگاهم بود. همه چیزش را دوست داشتم اصطلاح ها، وازه ها، حتی خانه های قدیمی که بسیاری از ان ها در حال حاضر متروکه هستند.
–پس عشق به موطن باعث نوشتن این کتاب شد؟
بله همینطور است ، مهمترین انگیزه عشق به زادگاهم بود
– برای گرد اوری و نوشتن این کتاب چه مدت وقت صرف کردید ؟
۸ سال با حوصله وقت گذاشتم.
— ایا در این مدت تحقیق میدانی هم داشتید ؟
نه زیاد، زیرا واژه ها از کودکی در ذهنم مانده بودند بعضی ها را هم از بزرگ ترها در محافلی که نقل می شد شنیده بودم، به خصوص پدر بزرگم که بسیاری از کلمات را در گویش خود به کار می برد.

-در سال هایی که مشغول نوشتن کتاب ایا خسته یا پشیمان هم شدید ؟
تا حدودی بله، شش سال اول که کار به کندی پیش می رفت باعث دلسردی من شد. تا این که دوسال آخر تصمیم گرفتم به طور جدی کار کنم. با وجود خستگی زیاد سخت کار کردم. اما عشق به نوشتن نمی گذاشت پشیمان شوم. به خود دلداری می دادم که خواستن توانستن است.

— گفتید خسته می شدید اما چرا بعضی مطالب دیگر هم مثل ضرب المثل ها و دعا ها به کتاب اضافه کردید؟
— گرد اوری واژه ها که تمام شد ،انگار از مانع بزرگی گذر کرده بودم، بعد از مدتی استراحت به خود گفتم : حیف است از افرادی که زمانی برای بندر ریگ کاری کرده اند نامی برده نشود. مثلاً : با همت فلان پیرمرد پلی ساختند که بعدها تخریب شد، پیش نیامد که نام شخص و پل را در کتابی ثبت کنند، حداقل کاری که من می توانستم انجام دهم این بود که اسم شان را در کتاب ریگستان ثبت کنم. ( پل چوبی ساخته شده روی خور بزرگترین خدمت برای مردم بندر ریگ بود)

– ایا شخص یا اشخاصی شما را حمایت کردند؟
حمایت معنوی بله، تشویق می کردند. اما بقول بندری ها : بهترین مشوق خودم بودم زیرا واژگانی که می نوشتم از سینه خودم بود فقط واژگانی که شک داشتم از کسانی که ازسن و سال من بزرگتر بودند می پرسیدم.
‐ چرا با همه علاقه ای که به بندر ریگ داشتید زادگاه خود را ترک کرده به گناوه و شیراز نقل مکان کردید و ساکن شدید؟ آ
عرض کنم خداوند می فرماید؛ زمین بزرگ است، اگر محلی برای کار و زندگی سخت شد آن محل را ترک کن، آن زمان افرادی بودند که می خواستند بندر را خراب کرده و به تملک خود در آورند. من که تحمل چنین وضعیتی را نداشتم در گناوه سکنی گذیدم.به جرات می گویم که در آن زمان عده کمی در بندر ریگ ماندند .اما این باعث نشد که قید بندر را بزنم و فراموشش کنم، هنوز هم فرصتی پیش بیاید به بندر ریگ سر می زنم. متاسفانه بعد از عزیمت به گناوه چون همسرم مریض شد برای مداوا به شیراز نقل مکان کردیم وگرنه تصمیم داشتم که به بندر ریگ برگردم که نشد.
–آیا کتاب دیگری هم در دست چاپ دارید؟
— خیلی دلم می خواهد کار نوشتن کتاب دیگر را شروع کنم، زیرا یقین دارم که حالا با تجربه تر و مسلط شده ام. اطلاعات بیشتری دارم که چه چیزی را به ناشر بدهم و چه شکلی قرارداد ببندم.

–کتاب بعدی شما در چه زمینه ای خواهد بود؟
اولویت من بندر ریگ است. ان شاالله کتاب ریگستان هم تجدید چاپ خواهم کرد.
–چه توصیه برای دیگر نویسندگان هم شهری خود دارید؟
ان شاالله که جوانان بندر ریگ هر چیزی در قالب این شهر هست را گرد اوری کنند. زیرا این بندر در قدیم بسیار بزرگ بوده و تجارت در ان رونق بسیار خوبی داشته است و مردم قدیم آن از درآمد بالایی برخوردار بودند اما متاسفانه الان چنین نیست. از جوانان می خواهم برای رونق این شهر بکوشند تا این شهر دوباره جایگاه اولیه خود را بدست آورد.

  • نویسنده : سهیلا شعبانی
  • منبع خبر : نصیر بوشهر