«بسم الله الرحمن الرحیم هست ز گلزار الهی شمیم» یکی از رموز اثر بخش درهنر موفقیت؛خود امتحانی«ارزشیابی ازخود» به جای دیگر امتحانی است… به تعبیر عارف بزرگ مولانا: «امتحان خود چو کردی ای فلان// فارغ آیی ز امتحان دیگران» مقدمه: واژه ی ارزشیابی به طور اختصار دارای معانی زیر است: __ارزشیابی به معنای میزان حصول […]

«بسم الله الرحمن الرحیم
هست ز گلزار الهی شمیم»

یکی از رموز اثر بخش درهنر موفقیت؛خود امتحانی«ارزشیابی ازخود»
به جای دیگر امتحانی است…
به تعبیر عارف بزرگ مولانا:
«امتحان خود چو کردی ای فلان// فارغ آیی ز امتحان دیگران»

مقدمه:

واژه ی ارزشیابی به طور اختصار دارای معانی زیر است:
__ارزشیابی به معنای میزان حصول به هدف هاست.
__ارزشیابی به مثابه ی فرایند جمع آوری داده ها و اطلاعات جهت تصمیم گیری استراتژیک…
__ارزشیابی به مثابه سنجش یا داوری در باره ی«شایستگی» و «ارزش چیزی».
__ارزشیابی به معنای بررسی نظام دار حوادث حادث شده و واکاوی نتایج حاصله از آن…
بنابراین از نظرگاه بی بای:
«ارزشیابی یعنی جمع آوری و تفسیر نظام دار شواهدی است که به قضاوت ارزشی با عنایت به عملی منجر می گردد».
تعریف فوق شامل چهار عنصر اساسی وحیاتی به شرح ذیل می باشد:

_الف»نظام دار بودن
_ب»تفسیر شواهد
_ج»قضاوت ارزشی
_د» با عنایت به عملی بودن

از باب مثال؛یکی از مدل های ارزیابی و ارزشیابی دارای چهار گام می باشد:
__گام اول: تشریح
__گام دوم:تشخیص
__گام سوم: تصمیم «تصمیم سازی و تصمیم گیری»
__گام چهارم: تجویز

__فواید و مزایای خود امتحانی ، خودآزمونی و خود سنجی بدین قرار می باشد :

نکته ی اول:

انسان با آزمون خویشتن «محاسبه و مراقبه» منافذ و نفوذگاه های خویشتن را شناسایی می کند و در جهت ترمیم آن می کوشد‌.
از باب مثال خشم و ترس از نفوذگاه های انسان به شمار می روند؛ یا زود باوری و زود رنجی از منافذ دیگر ما به حساب می آیند .

نکته ی دوم:

ارزیابی از خویشتن باعث آن می شود که انسان فاصله من موجود«من واقعی»
و من مطلوب «من آرمانی» را تشخیص دهد و همچون یک سرمربی ورزشی با سیاستگذاری؛برنامه ریزی و سازماندهی به ریکاوری مجدد تیم بپردازد و از این رهگذر شکاف نظری ، روحی ، روانی و عملیاتی خویش را پوشش دهد وهمواره در صدر جدول وجودی خویشتن و هنر زندگی باقی بماند.

نکته ی سوم:

حضرت علی(ع) در تعابیری جاودانه در همین باب می فرمایند:
[ ثمره المحاسبه صلاح النفس __ ثمره و نتیجه ی مراقبه و محاسبه نفس، به صلاح و سامان آوردن خویش است]

پس محاسبه و آزمون خود؛ راهی است جهت اصلاح نفس ؛ صلح درون و آشتی با خویشتن حقیقی..

نکته ی چهارم:

محاسبه به معنای رسیدگی به حساب خویش ،حساب خواهی و حساب رسی است و انسانی که به صورت مداوم از خویشتن حسابرسی و آزمون می گیرد در حقیقت نمی گذارد که آن کنه و ذات انسانی اش از مدار انسانیت و آدمیت خارج گردد و در واقع می کوشد با
«خود آزمونی»
از مرزهای وجودی خویش پاسبانی نماید.

«خودآزمونی به خودمرزبانی می انجامد»

حضرت علی (ع) درتعبیری فاخر می فرماید :

«حساب نفس خویش را برسید پیش از آنکه به حسابتان برسند».

[علیکم باانفسکم]
قرآن کریم در همین باب جاودانه می فرماید:

« یا ایهاالذین آمنو علیکم انفسکم // ای کسانی که ایمان آورده اید، برشما باد (نگهداشت) خویشتن».

نکته ی پنجم:

خودامتحانی و محاسبه ی نفس به مالکیت خویشتن می انجامد.
آنسان که شهسوار خرد و ادب حضرت علی (ع) به مالک فرموند:
«ای مالک ! مالک خویشتن باش» چرا که مادام که انسان مالک خود نباشد، در تملک دیگران است.

انسان هنگامی می تواند مالک خویشتن باشد که با اتکاء به روش های تهذیبی و تربیتی ذیل :

[محاسبه + مراقبه(پاس داشت خود) + مشارطه + معابته]

راه سعادت را بپیماید و به سرمنزل مقصود و مطلوب راهور گردد.

«انسان برای رسیدن به کمال مطلوب نیازمند مرزبانی و پاسبانی خویشتن است . زیرا هیچ چیز به اندازه ی دریده شدن مرزها و حریم های انسانی؛ انسان و اجتماع را به تباهی نمی کشاند».

حضرت علی (ع) در همین باب می فرمایند:
«آن کس که حساب نفس خود کرد سود برد وآن کس که از آن غفلت کرد زیان دید».

نکته ی ششم:

خود امتحانی و ارزشیابی از خویشتن؛ موجب
تقویت و کیفیت یادگیری انسان نسبت به خویشتن خویش«معرفت نفس»
و سپس «معرفت رب» خواهد گردد؛ در حقیقت:

«عارف به نفس می تواند عارف به رب باشد»

به تعبیر مولای متقیان حضرت علی علیه السلام:
«من عرف نفسه فقد عرف ربه»
اگر نگاه انسان به خودش عارفانه و عاشقانه باشد می تواند حضرت باریتعالی را در همان سطح عظیم،عزیز، کریم… ببیند؛ چرا که جهان هر کس به وسعت اندیشه ی اوست…
بنابراین خود امتحانی موجب:
«بازخوانی خود؛ بازبینی خود؛باز آفرینی خود»
و در نهایت خود اصلاحی و خود شکوفایی خواهد گردید…
«بدان خود را که گر خود را بدانی//ز خود هم نیک و هم بد را بدانی// شناسای وجود خویشتن شو//پس آنگه سرفراز انجمن شو»

« حکیم ناصر خسرو»

  • نویسنده : دکتر محمد کارگر
  • منبع خبر : نصیر بوشهر