حسن سهولی
باغ(بخش اول) 16 تیر 1399
حسن سهولی

باغ(بخش اول)

صبح که می شد، روزمان با بازی شروع می شد؛ یکی یکی جمع می شدیم و توی حیاط ها سر می کشیدیم تا نیامدگان را به بازی دعوت کنیم و سر و گوشی آب می دادیم تا بفهمیم امروز اوضاع از چه قرار است. محدوده ی بازی ما درندشت بود، کوچه، باغ، دره و دریا […]