چه قدر باتوجه به دیدگاه«گاندی»ویافته هاونظریه «امکان تغییر شخصیتی روان شناسان قرن اخیربرخلاف نظر ویلیام جیمز» باتوجه به « سوابق احمدی نژادوتجربه» این امکان تغییر وجوددارد!!؟؟؟؟ وچرافکرمیکند نیازبه «تغییر»داشته یا دارد؟؟!!! درخبرهاخواندیم که «محمود احمدی نژاد»درگفتگویی که باخبرنگار«ایندیپندنت» جدیدا و بعداز مصاحبه ای که باخبرنگار«رادیوفردا»مدت ها قبل انجام داده بود وبا واکنش های تندی نیزازسوی […]

چه قدر باتوجه به دیدگاه«گاندی»ویافته هاونظریه «امکان تغییر شخصیتی روان شناسان قرن اخیربرخلاف نظر ویلیام جیمز» باتوجه به « سوابق احمدی نژادوتجربه» این امکان

تغییر وجوددارد!!؟؟؟؟
وچرافکرمیکند نیازبه «تغییر»داشته یا دارد؟؟!!!
درخبرهاخواندیم که «محمود احمدی نژاد»درگفتگویی که باخبرنگار«ایندیپندنت» جدیدا و بعداز مصاحبه ای که باخبرنگار«رادیوفردا»مدت ها قبل انجام داده بود وبا واکنش های تندی نیزازسوی جبهه ها واشخاص مختلفی به همراه داشت، این بارانجام داده است که دراین صحبت دوجانبه مدعی «تغییر در خود، مثل هرانسانی دیگر»گردیده است!!! هرچند اوبه جزئیات این تغییر موردادعاونوع تغییر نپرداخته و اشاره نکرده وبه عبارتی به صراحت نگفته که ایا این تغییردر« نگرش سیاسی بالاخص نسبت به روابط بین ملل شامل میشود» و یا به تغییر در نوع نگرش «ایدئولوژیکی»وخصوصا«رفتاری غیرقابل پیش بینی»اونیزتسری پیدامیکندیاخیر؟؟؟!!! چراکه ما با اعمال ورفتارو واکنش وکنش های عجیب و غریب ومتفاوت به دور از عرف سیاسی از احمدی نژاد نسبت به دیدگاهها، اشخاص ورویدادهای داخلی وخارجی هم درطول دودوره ریاست جمهوری وی وهم پس از ان دوران ها وحال به وسیله گفتگوبارادیووشبکه های بیگانه تجربه کرده و شاهدبوده و هستیم، به طوری که دیالوگ هایش مورد استفاده نزد سیاسیون،کوچه بازار وهنر و سینما البته «به طنز وشوخی»و دست مایه برنامه های طنز و…نیزگردید!!!!
لذا بران شدیم که ضمن پرداختن به این ادعای «هرچند این یکی عجیب نمیتواندباشد»و ضمن اینکه مااین حقو داریم که به مصداق ضرب مثل معروفی, ازاحمدی نژاد این پرسش رابتوانیم داشته باشیم که:«ها ولله !!!!جون کاکام این دروغگو که گفتی راسه!!!؟؟» با خوش بینی و یاداوری این نظر ومهم که «هرانسانی امکان تغییر دارد »و دست ردی قاطع نیز بزنیم برسینه ونظر اصول روانشناسی جیمزویلیامز بپردازیم به مهمترین شرایط ایجاد«تغییر»ازدیدگاه «ماهاتما گاندی»ونیز امکان تغییر باتوجه به یافته های روانشناسان !!!

«ماهاتماگاندی»
یکی از تاثیرگذارترین ودرعین حال مردمی ترین افراد«خصوصا در راس قدرت»برای تغییر جهان فاکتورهای زیادی را برشمرده است که در راس ان به مهمترین ان ها یعنی«خودسازی»اشاره و مفصل راجع به ان پرداخته است.
او ابتدا به افسانه دروغ بزرگ انسان اشاره میکندکه مدعی «داشتن توانایی تغییر و ساخت دوباره جهان است!!! »
ومیگوید:«توانایی ما درواقع با خودسازی دوباره ما رنگ واقعیت میگیرد».
او میگوید:«اگر تفکرهای منفی خود را تغییر دهیم و درواقع نگرشی ایده ال داشته باشیم که مورد مقبولیت عمومی و وجدان فردی و عمومی نیزباشدبه طوری که تاثیرگذارباشددرواقع جهان و پیرامون خود را برای زندگی بهترو ایده ال ترتغییر داده ایم، چراکه اکنون ما اطرافمان را باتفکرواحساسی نوو مثبت مینگریم»
او سپس به مشکلاتی که با ایده تغییر دنیای بیرونی بدون تغییر خودمان «باخودسازی»جلوه میکندومواجه میشویم، اشاره میکند و می گوید:«وقتی به تغییری که شدیدا درپی ان بودیم فکرکنیم رسیدیم اما ما همچنان خودماهستیم، ما همچنان کاستی ها، خشم، منفی بافی ها، گرایش به تخریب خود وغیر را با خود به همراه داشته باشیم، بنابراین دراین موقعیت جدیدماانچه راکه درارزوی ان بودیم نخواهیم یافت، زیرا ذهن ماهنوز انباشته از تفکرات منفی میباشد و… »
سپس او به دیگر لوازم واهم موردنیازتغییر اشاره میکند ازجمله:«دوستان جدید، قدرت بخشش وعفو به عنوان نیاز حتمی خودسازی وتغییر»چراکه او تاکید می کند:«عفو و بخشش نیازوابزارحتمی تغییر است!!!! وشخص ضعیف هیچ وقت نمی بخشد!!!!! »و تاکید بر این مهم مهمتراز مهم که:«چشم دربرابر چشم کل جهان راکورمیکند!!!! »و…
دراخرگاندی جنگ با بدی را با بدی یا همان به روش «خودشر»روشی کاملا غلط میداند و شرح میدهدکه:« این روش ره به جایی نه تنها نمیبرد و کمکی به تغییر ارمانی جهانی نمیکند بلکه خرابترنیزمیکند» ونتیجه گیری میکندکه:«روش ما باید به گونه ای باشد که قطعا وحتما برای خود ما و دیگران مفید باشد(به قول منفعت وسلامتی هرچند کم برای خودو غریبه داشته باشد نه اینکه…) تا بتوانیم ادعا کنیم که یا جهان را تغییر داده ایم یا به تغییرات کمک کرده ایم»!!!!!
علاوه برنظرات گاندی جالب است به گزارشی از بیزنس اینسایدراشاره کنیم از یافته هاونتیجه های پژوهشی بسیار بزرگ که چندین دهه برروی دست کم پنجاه هزار نفر از گوشه وکنار جهان انجام شده است.
بنابراین گزارش یافته های موصوف نشان میدهد مفهوم سنتی شخصیت، به عنوان پدیده ای که پس از بلوغ تثبیت شده وتغییرنمیکندبه کلی نادرست است.
افراد حاضر در این پژوهش روندتغییرثابتی را باافزایش سن ازخودشان بروز دادند. پنج شاخص اصلی شخصیت که روانشناسان به ان ها به عنوان استانداردهای طلایی شخصیت اطمینان دارند، باافزایش سن دستخوش تضعیف وکاهش میشود.
برخلاف «ادعای سنتی شخصیت»« جیمز» درکتاب«اصول روانشناسی»پس از یک قرن که مدعی است :«شخصیت انسان پس از۳۰سالگی مانند گچ تثبیت ومقاوم میشود!»که یافته ها به درستی خلاف ادعاهای ویلیام جیمز را اثبات میکند

بسیاری از موارد تحقیق که ازسراسردنیاهستندواکنون در بزرگسالی ومیانسالی(همسن احمدی نژاد) هستند در طول عمر نوسانات مختلفی را از خود «البته خارج از گود سیاست وایدئولوژی» نشان داده اند که میتواند چشم اندازی بی نظیر از تکامل شخصیتی باشد.
چراکه همه ان ها درمیان پنج شاخص اصلی شخصیتی یعنی«روان رنجوری»,«برون گرایی», «سازگاری», «استقبال ازتجربه»و وظیفه شناسی»رویکرد همسانی داشته اند.
واین یافته ها به محققان اثبات کرد که تاثیر«زندگی شیرین حقیقتی است»وزمانی که افراد پابه سالخوردگی میگذارند، مسولیت های کمتری داشته ومیتوانندهرانچه راکه دوست دارند انجام بدهند وبه بیانی دیگرافراددرسالخوردگی چون میتوانند به انطباق یافتن بایک گروه کمتر استرس داشته باشندودرتجربه پدیده های جدید پذیرش کمتری پیدا کنند و خودخواه تر شوندو….
وحال هرچن امکان تغییررهرشخصی وجود دارد و براساس نظرو فاکتورهای موردنظر «گاندی» «محمود احمدی» اگر واقعا به تغییرواستانداردهای تغییر ارزوداشته باشد برسد، قطعا راهی طولانی را در پیش روی دارد ولی ازبعددیگروبراساس یافته های محققان که شرح داده شد باتوجه به رسیدن به میانسالی این احتمال وجودداردکه راه وطریق ومرام سیاسیش را جدا ساخته باشد.!!!!
هرچند، صحبت های دیگر احمدی نژاد با دو رسانه خارجی خلاف موردادعای او«ادعای تغییرش»وراه بس طولانیش باتغییر رادر بردارند!!!!!
وکلام اخر اینکه چرااوفکرمیکند«راهش» اشتباه بوده و نیازبه« تغییر»داشته که ازنظر خودش اکنون حاصل شده است که پرداختن به ان سخنی ووقتی دیگر میطلبد!!

  • منبع خبر : نصیر بوشهر