روزگاری که ادبیات در نظام ارزشی و آموزشی ، کم ارج شده است ، طبیعی ست اگر دچار سطحی نگری نیز بشود ، به ویژه آنکه اساتید ادبیات به این خطر دامن بزنند. در روزگاری که دانش آموزان و دانشجویان عصر کامپیوتر و اینستاگرام خود را بی نیاز از داستان  رستم و اسفندیار می بینند […]

روزگاری که ادبیات در نظام ارزشی و آموزشی ، کم ارج شده است ، طبیعی ست اگر دچار سطحی نگری نیز بشود ، به ویژه آنکه اساتید ادبیات به این خطر دامن بزنند.

در روزگاری که دانش آموزان و دانشجویان عصر کامپیوتر و اینستاگرام خود را بی نیاز از داستان  رستم و اسفندیار می بینند اینگونه بر خزانه ی بی بدیل ادب تاختن مصلحت نیست.

اسطوره بخشی ازهر فرهنگ باستانی ست که در دوره خاصی از ادبیات ساخته و پرداخته شده است.

اسطوره راوی ارتباط بین انسان و طبیعت ، انسان و جهان و رویدادهای بزرگ اجتماعی در طی قرون است.

در بررسی شاهنامه باید توجه داشت که دچار ارزیابی شتابزده نشویم.شاهنامه با توجه به زمان زیادی که از نگارش آن گذشته است دستخوش تحریف ها و افزونی هایی شده است که به راحتی می نتواند ما را به اشتباه بیندازد.

بهترین روش برای بررسی ملی گرایی در شاهنامه تکیه بر کلیت داستانهاست.

در میان داستانهای شاهنامه می بینیم که فردوسی، مرداس پدر ضحاک که یک تازی ست را به نیکی سروده و نکوهش ضحاک به جهت پیروی از هوای نفس است نه به جهت تبارش.

هم چنین در نبردهای مختلفی که در شاهنامه دنبال میکنیم می بینیم که معیار حق است نه نژاد.

لازم به تذکر است که سیاوش و کیخسرو به عنوان روشن ترین اشخاص شاهنامه دورگه هستند.

این خود گواهی ست بر اینکه قومیت در ذهن فردوسی رنگ افراط نداشته است.از طرفی وجود شخصیتهای سیاهی چون کیکاووس و طوس در سپاه ایران و شخصیتهای روشنی چون پیران ویسه و منیژه در میان تورانیان ما را بیشتر به این اندیشه سوق میدهد.

در شاهنامه کسی چون سهراب که از نسل ضحاک است همانقدر می تواند بر حق باشد که سام نریمان.

شاهنامه با توجه به مدارک و شواهد گوناگون در مقام یک اثر ملی-حماسی تاکید بیشتر بر حقانیت و هنر بجای ملیت داشته است.

« هنر برتر از گوهر امد پدید »

حتی ما که دوستدار فردوسی هستیم هنوز نتوانسته ایم آرمان فردوسی را از این کار سترگ بفهمیم.

«بسی رنج بردم در این سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

پی افکندم از نظم کاخی بلند

که از باد و باران نیابد گزند»

زبان برای فردوسی یک وسیله بود نه هدف .

در دوره ای که اساسا کشوری به نام ایران وجود نداشتو زبان دیوانی زبانی غیر از پارسی بود فردوسی مانند سعدی و … به دنبال اعجاز کلام نبود، هدف و آرمان فردوسی فراتر از ادبیات بود.

فردوسی بزرگمردی که قرنهاست پرچمدارادب و بزرگی این سرزمین و سایر سرزمینهای پارسی زبان است نه خواستار درود ما به او و نه لعنت ما به دیگران بود. فردوسی شاهنامه را سرود تا ایران زنده بماند.

 نقد دکتر طاووسی????????????

نقدی بر شاهنامه فردوسی

  • منبع خبر : نصیر بوشهر