زنده یاد مرحوم سید اشرف الدین قزوینی معروف به نسیم شمال، شاعر، نویسنده و مدیر مسئول روزنامه نسیم شمال در عهد مشروطیت است، که اشعار اعتراضی زیبا و ماندگاری از وی به یادگار مانده است. سید در یکی از اشعارش به زیبایی می سراید: دشمن از چهار طرف، گرد ایران زده صف، ای پسر های […]

زنده یاد مرحوم سید اشرف الدین قزوینی معروف به نسیم شمال، شاعر، نویسنده و مدیر مسئول روزنامه نسیم شمال در عهد مشروطیت است، که اشعار اعتراضی زیبا و ماندگاری از وی به یادگار مانده است. سید در یکی از اشعارش به زیبایی می سراید:
دشمن از چهار طرف، گرد ایران زده صف، ای پسر های خلف، موقع دادرسی ست، روز فریاد رسی ست…..
تاریخ این مرز و بوم گواه است که هرگاه ساکنان سرزمین کهن دیار پارسی، عزم استقلال نموده و خواستار در دست گرفتن سرنوشت خویش شده اند، چنان با هجمه همه جانبه و بی امان دشمان ایران مواجه شده اند که شعرای وطن پرستی چون سید شرف الدین را اینگونه به آه و فغان واداشته است. از طرفی نیک می دانیم که سوء تدبیر برخی از طبقات حاکم خود سهم به سزایی در توفیق دشمنان دین و میهن ایفا نموده است.
از آنجایی که چند سالیست، در دولت های مختلف، سیاست های کلی نظام در عرصه داخلی توسط مقام رهبری تحت عناوین و نام هایی تبیین می گردد، سال جاری، بنا به مقتضیات زمان به درستی سال جهش تولید لقب گرفته است. بدیهی ترین انتظار از قوای سه گانه، تنظیم سیاست های اجرایی نظام در راستای تحقق شعار سال است. اما آنچه طی سال های متمادی به منصه ظهور رسیده، نه تنها سیاست گذاری ها در راستا و جهت تحقق شعار محوری سال را به اثبات نمی رساند، بلکه بعضا با کمال تأسف شاهد اعمال سیاست هایی خواسته یا ناخواسته در تقابل با شعار ضروری تبیینی توسط مقام رهبری هستیم. که نمونه بارز آن سیاست های چندین ساله شرکت گاز در استان بوشهر است.
سال ها پیش در اواخر دولت اصلاحات و در اوج شکوفایی پروژه پارس جنوبی، در سرمقاله هفته نامه ” سلام جنوب” که صاحب امتیازی و مدیر مسئولی آن را خود بر عهده داشتم، در مطلبی تحت عنوان ” پارس جنوبی، نعمت یا نقمت ” نسبت به آینده این پروژه عظیم و ارزشمند ملی و تبعاتی که می تواند برای مردم استان بوشهر، در صورت عدم رعایت موازین زیست محیطی در پی داشته باشد، هشدار دادم. که باعث واکنش تند مسئولین وقت استان گردید و صاحب این قلم که خود از بنیان گذاران اندیشه اصلاحی در استان بود را متهم به سیاه نمایی علیه دولت اصلاحات نمودند، که این خود از عجائب روزگار ماست. بگذریم که امروز نفس کشیدن برای ساکنین مناطق همجوار پروژه پارس جنوبی دشوار است. اما امروز باز جهت ثبت در تاریخ نسبت به عملکرد شرکت گاز در استان بوشهر هشدار می دهم.
این هشدار به مراتب جدی تر از هشدار قبلی ست، زیرا جان و اشتغال هزاران تن از کشاورزان ساکن استان بوشهر را در مخاطره جدی می بینم. از آنجایی که می گویند عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. اینبار شتر شرکت گاز درب خانه نگارنده زانو زد، تا باعث تحقیق بیشتر و اطلاع این کمترین از خطری گردد که جمع کثیری از کشاورزان استان را تهدید می کند. قضیه از این قرار است که طی سه دهه گذشته سه الی چهار خط انتقال گاز از جنوب تا شمال استان در فاصله اندکی از هم عبور نموده که عمدتا از زمین های کشاورزی از شهرستان جم گرفته تا دیلم عبور می کند. شرکت محترم گاز باند بین بیست تا پنجا متری محل عبور خطوط انتقال گاز خود از اراضی کشاورزان را اولا به ثمن بخس تحت عنوان پروژه ملی تملک نموده، ثانیا با کمال تأسف با سوء استفاده از صداقت و ساده دلی کشاورزان استان بوشهر، بدون اطلاع رسانی به این عزیزان، اقدام به یک کلاه برداری بزرگ نموده است، که هم جان آنان را به مخاطره انداخته و هم آینده شغلی آنان را!!!
اصل موضوع این است که شرکت گاز پس از تملک باند بین سی تا پنجا متری اراضی کشاورزان، اکنون با استناد به یک قانون دوران ستمشاهی مدعی حریم ایمنی به پهنای باند تقریبی پانصد تا ششصد متری برای خطوط انتقال گاز گردیده، که به زبان ساده تر عملا کشاورزان را از اراضی تحت مالکیت خود مسلوب الاختیار می نماید. این قانون، احداث هر نوع بنا در حریم ایمنی با باند حد اقل پانصد متری را ممنوع اعلام می نماید.
امروز پس از اطلاع یافتن از این ادعای شرکت محترم گاز، با عنایت به اهمیت موضوع بویژه اینکه تصمیم به نگارش مطلب پیش رو داشتم، سعی کردم جهت صحت و سقم موضوع، با متولیان امر تماس بگیرم، سرانجام موفق شدم با مسئول حراست یا یکی از کارشناسان حراست شرکت بهره برداری زاگرس جنوبی تلفنی صحبت کنم. که پس از حدود نیم ساعت مکالمه تلفنی به رغم اینکه طرف گفتگو فردی مؤدب و متین بود، دیدم مرغ شرکت گاز یک پا دارد و استنادشان هم همان قانون پیش گفته بود. سپس موضوع را تلفنی با یکی از کارشناسان اداره کل اطلاعات استان در میان گذاشتم و از وی خواستم که موضوع از بعد امنیتی مورد بررسی قرار داده به مراجع ذیصلاح منتقل نماید.
سپس با فرماندار محترم تنگستان تلفنی موضوع را در میان گذاشتم، که ایشان قول به پیگیری موضوع داد. همینجا لازم است شایستگی، مردمداری و ادب در گفتار و رفتار فرماندار شهرستان زادگاهم تنگستان را ستایش نمایم. بحق که این جوان یکی از پتانسیل های مدیریتی استان بوشهر است، که شایسته است مسئولان ارشد استان قدر دان زحماتش بوده و بدانها ارج نهند.
در نهایت چند بار تلاش کردم با نماینده محترم دشتی و تنگستان تماس بگیرم و ایشان را در جریان این مهم قرار دهم، که یحتمل وی کارهایی مهم تر از جان و معیشت ساکنین حوزه انتخابیه اش را دنبال می کرد و موفق به صحبت با جنابشان نشدم.
اما بعد، شرکت محترم گاز باید به چند پرسش زیر پاسخ دهد، تا افکار عمومی از این پنهانکاری گاز که می تواند جان و معیشت بخشی از جامعه را به مخاطره اندازد قانع گردد.
۱) چرا آنگونه که مسئول یا کارشناس محترم شرکت بهره برداری گاز زاگرس جنوبی در مکالمه تلفنی با این کمترین اظهار می داشت که تعیین حریم ایمنی برای حفاظت از جان کشاورزان است، از اواخر دهه شصت تا کنون پنهان کاری نموده و مردم را از خطر جدی که جان و مالشان را تهدید می کند، مطلع نساخته است.
آیا رعایت بدیهی ترین اصول اخلاقی که نصب تابلوی خطر قدرت تخریب انفجار گاز تا شعاع سیصد متری ست، جهت اطلاع کشاورزان نباید در دستور کار شرکت محترم گاز باشد. چرا ما شاهد حتی یک تابلو در مسیر چند صد کیلومتری خطوط انتقال گاز آغار دالان نیستیم؟
۲) چرا شرکت محترم گاز حریم ایمنی خطوط انتقال را تملک ننموده و مانع حضور کشاورزان در مجاورت این بمب ساعتی بالقوه طی سه دهه اخیر نگردیده است؟
۳) چرا شرکت محترم گاز، از لوله های ایمن و با کیفیت بالا جهت اننتقال گاز استفاده ننموده تا مجبور نباشد باند حریم ششصد متری برای خطوط انتقال تعیین نماید که عملا کشاورزان را از حق مالکیت قانونی، شرعی و عرفی خود محروم سازد؟
شاید متصدیان امر در شرکت گاز اظهار دارند که کشت و زرع در حریم ایمنی، ممنوع نیست، که خود بدوا سالبه به انتفاء موضوع است. زیرا بحث بر کشت و زرع نیست، موضوع خطری ست که جان انسان ها را تهدید می کند.
مگر اینکه لوله های انتقال گاز از چنان ایمنی و کیفیتی برخوردار باشند که خطر انفجار به صفر میل کند، که در آن صورت طرح بحث باند ششصد متری حریم ایمنی بلاموضوع می گردد.
۴) مالکیت خصوصی در شرع مقدس اسلام به رسمیت شناخته شده که شرح آن در رساله عملیه مراجع عظام تقلید به اتفاق آمده است. همچنین در اصول بیست و دوم و چهل و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز به رسمیت شناخته شده است. پس چگونه شرکت محترم گاز بدون تملک مدعی حریم پانصد تا ششصد متری خطوط انتقال خویش است؟
نگارنده قبلا طی چند مقاله مفصل که در نشریات محلی و ملی نیز منتشر شده است، با ادله محکم علمی و اثبات ریاضی عرض کرده ام که استان بوشهر، به دلیل تغییرات اقلیمی و بهره برداری بی رویه از منابع اندک آب های زیر زمینی در راستای بقای ساکنین خویش محکوم به صنعتی شدن است. که طرح چنین ادعایی توسط شرکت گاز بی شک در آینده ای نه چندان دور منجر به کوچ اجباری جمع عظیمی از مردم استان بوشهر به استان های همجوار خواهد شد.
زیرا احداث هر بنای صنعتی تا شعاع سیصد متری خطوط انتقال گاز در طول استان از شمال تا جنوب ممنوع می گردد.
براستی آیا در شرایطی که بقول نسیم شمال، دشمن از چهار طرف، گرد ایران زده صف و همچنین در سالی که مزین به شعار آرمانی جهش تولید است، عملکرد شرکت گاز در به هم ریختن آرامش و امنیت کشاورزان استان را می توان هم راستا با سیاست تبیینی مقام رهبری مبنی بر جهش تولید دانست؟
آیا ایجاد نارضایتی و بدبینی نسبت به نظام اسلامی در بین کشاورزانی که خود حافظان امنیت بی مزد و مواجب همین خطوط انتقال گازند، در راستای جهش تولید است، یا بدخواهان نظام و دشمنان ایران؟
آیا اگر قوای سه گانه تنها ده درصد از سیاست گذاری های خود را در راستای تحقق شعار آرمانی ملت ایران که به زیبایی بر زبان مقام رهبری مبنی بر ضرورت جهش تولید قرار می دادند، ما امروز شاهد عربده کشی ترامپیست ها یا همان نئونازی های آمریکایی بودیم، تا در خواب تعبیر ناپذیر خود از اسقاط نظام اسلامی که خون بهای پاک ترین جوانان این مرز و بوم است عبور کرده به اضمحلال ایران و تمامیت ارضی ما بیندیشند؟
آیا در حالت خوشبینانه چنین کج سلیقگی هایی، نیست که امروز مشوق جسارت نئونازی های آمریکایی گردیده است؟
در پایان مصرانه از مقامات محترم سیاسی، قضایی و امنیتی ارشد استان می خواهم تا با ورود به این موضوع مانع سلب آرامش تولید کنندگان در عرصه کشاورزی استان گردند.
و السلام علی من اتبع الهدی

  • نویسنده : محمد باقر عباسی سملی
  • منبع خبر : نصیر بوشهر