محمدرضا شفیعی کدکنی▪️با اینکه پس از یک قرن و نیم کوششِ ملتِ ایران، هنوز، بنیاد عقلانی جنبش رومانتیسم، که اومانیسم است در کشور ما تحقق نپذیرفته است و ظاهراً به این زودی‌ها هم تحقق نخواهد پذیرفت، امّا شهریار، بی‌هیچ تردیدی بزرگترین شاعر رمانتیکِ زبان فارسی است. روی کلمهٔ رمانتیک باید قدری درنگ کنیم. ژورنالیسم بی‌سواد […]

محمدرضا شفیعی کدکنی▪️با اینکه پس از یک قرن و نیم کوششِ ملتِ ایران، هنوز، بنیاد عقلانی جنبش رومانتیسم، که اومانیسم است در کشور ما تحقق نپذیرفته است و ظاهراً به این زودی‌ها هم تحقق نخواهد پذیرفت، امّا شهریار، بی‌هیچ تردیدی بزرگترین شاعر رمانتیکِ زبان فارسی است. روی کلمهٔ رمانتیک باید قدری درنگ کنیم. ژورنالیسم بی‌سواد حاکم بر مطبوعاتِ ایران در چهل سال اخیر، کلمهٔ رمانتیک را چندان با استهزا به کار برده است که اگر بگویند فلان شاعر رمانتیک است، مردم از آن «آبکی» بودن و «سطحی» بودن و «سوزناک و بی‌ارزش» بودن را می‌فهمند و نمی‌دانند که بزرگترین جنبشِ فرهنگی و ادبی و هنری تاریخ بشری در اروپا و آمریکا، جنبشِ رمانتیسم است.

▪️شهریار، از مادر، رمانتیک زاده شده بود؛ او نیازی به خواندنِ بیانیهٔ مکتبِ رمانتیسم نداشت. او همه عمر در «خیال» زیست و با «تخیّل» شاعرانهٔ خویش ما را به فضاهایی بُرد که دیگر شاعران هم‌عصرِ او، با آن فضاها غالباً بیگانه بودند.

▪بزرگترین امتیاز شهریار در شعرِ عصر ما دو چیز است: یکی «صدق عاطفی» و دیگر «خیال رمانتیک» و ظاهراً این دو موضوع، در اصل، دو روی یک سکّه‌اند. دستِ‌کم در شهریار، و شاید هم در بعضی دیگر از شاعران رمانتیک «صدق عاطفی» از «خیال رمانتیک» تجزیه‌ناپذیر است‌. اگر صدقِ عاطفی را چیزی فراتر از صدقِ منطقی بدانیم می‌توانیم به‌راحتی قبول کنیم که او در جهان تخیل خویش با بسیاری از ماجراها، روبه‌رو بوده است که شاید تمام یا بخشِ اعظم آن ماجراها هرگز در قلمرو واقع و جهان حقایق منطقی، وجود نداشته است؛ حتی همان ماجرای عشقی او.

▪️شهریار در عمرِ طولانی شاعری خویش، آنقدر خلاقیت فردی دارد که نظیره‌سازی‌ها و استقبال‌های او را می‌توان به‌راحتی نادیده گرفت. امّا، در همان نظیره‌سازی‌‌ها و استقبال‌ها هم، وقتی او را با دیگران مقایسه کنیم دارای نوعی استقلال و ابتکار است؛ جرأت‌های زبانی و جسارت‌های معنایی او، حتی در این نظیره‌سازی‌ها هم حساب او را از این‌گونه شاعران و این‌گونه نظیره‌سازی‌ها جدا می‌کند.

 

  • منبع خبر : چراغ و آیینه