محمدرضا شفیعی کدکنی▪️صوفیه نردبانِ شگفت‌آوری یافته‌اند که عبارت است از زبان و قلمروِ واژگان و به یاری تأمّل در واژه‌ها به سفر در عوالم روحانی پرداخته‌اند. از مجموعهٔ سفرنامه‌های روحانی باقی‌مانده در ادبیات اسلامی، می‌توان به معراج بایزید که روایات گوناگون از آن باقی است اشاره کرد، نیز به رسالهٔ بدوِّ شأنِ حکیم ترمذی (قرن […]

محمدرضا شفیعی کدکنی▪️صوفیه نردبانِ شگفت‌آوری یافته‌اند که عبارت است از زبان و قلمروِ واژگان و به یاری تأمّل در واژه‌ها به سفر در عوالم روحانی پرداخته‌اند. از مجموعهٔ سفرنامه‌های روحانی باقی‌مانده در ادبیات اسلامی، می‌توان به معراج بایزید که روایات گوناگون از آن باقی است اشاره کرد، نیز به رسالهٔ بدوِّ شأنِ حکیم ترمذی (قرن سوم) و معراجِ روحانی روزبهان بقلی و ابن‌عربی و منظومهٔ مصباح الأرواحِ شمس‌الدین محمد بن طغان تا جاوید‌نامهٔ اقبال لاهوری در همین عصر ما که باید کتاب‌های مفرد دربارهٔ هر کدام از این سفرنامه‌های روحانی پرداخت.

اُلگوی اصلیِ تمام این سفرنامه‌ها، بدونِ شک، داستانِ معراجِ حضرت رسول ص است. حتی معراج اردویراف هم به احتمال بسیار زیاد بر اساس همان روایاتِ معراجِ حضرت رسول پرداخته شده است.

هنوز در منابعِ کهنِ روایاتِ مربوط به معراجِ تحقیقی که جانبِ تاریخی در آن رعایت شده باشد ظاهراً انجام نشده تا سیر تحول این مشاهدات از ساده‌ترین چیزها تا پیچیده‌ترین نوعِ آن -که در روایتِ تفسیر ابوبکر عتیقِ سورآبادی (قرن پنجم) ثبت شده- باز شناسی شود. بی‌شک تخیّل جمع انبوهی از قصه‌پردازان و نویسندگانِ کتب تفسیر و قصص الأنبیا‌ها و نیز کتبی که مؤلفان اسلامی در سیرهٔ حضرت رسول نگاشته‌اند، در ریزه‌کاری‌های این داستان نقش بسیار داشته است. تک‌تکِ این مشاهدات از نظر تطبیقی و مطالعات تاریخی می‌تواند موضوع رساله‌های مفرد قرار گیرد، زیرا در متون دینی و اساطیری دنیای کهن هر کدام از این مایگان‌ها قابلِ جستجو است. [ بنگرید به مقدمهٔ شفیعی کدکنی بر مصیبت‌نامهٔ عطار، انتشارات سخن، صص ۳۵-۱۰۲] حتی رساله‌هایی که عارفان ایرانی در باب معراج رسول نوشته‌اند از قبیل آنچه ابوعبدالرحمن سُلَمی (۴۱۲-۳۳۵) نوشته است یا آنچه از ابوالقاسم قشیری (۴۱۲-۳۷۶) به جای مانده است.