انسان خردمند و انسان خداگونه، دو کتاب یا دو بالی که هراری با آنها به پرواز در آمد و جایگاهی ویژه برای خود فراهم نمود، در کتاب اول چگونگی شکل گیری جوامع بشری، تمدن ها، و فرهنگ ها از دیدگاه نویسنده شرح داده شد و سپس در کتاب دوم ابتدا مولفه های جوامع بشری در […]

انسان خردمند و انسان خداگونه، دو کتاب یا دو بالی که هراری با آنها به پرواز در آمد و جایگاهی ویژه برای خود فراهم نمود، در کتاب اول چگونگی شکل گیری جوامع بشری، تمدن ها، و فرهنگ ها از دیدگاه نویسنده شرح داده شد و سپس در کتاب دوم ابتدا مولفه های جوامع بشری در قرن بیستم به تصویر کشیده شد و آنگاه به یاری این تصویرپردازی، تلاشی برای ترسیم آینده بشریت صورت پذیرفت. این دو اثر بحث های چالشی زیادی به همراه داشت، مدافعین و منتقدین به شرح نظریات و دیدگاه های نویسنده پرداختند، بسیاری از شبکه های خبری و کانال های پر بیننده از او جهت مصاحبه دعوت نمودند و نشست های بین المللی زیادی نیز به عنوان سخنران از او دعوت به عمل آوردند، این مصاحبه ها و سخنرانی ها خود باعث شهرت روزافزون یووال نوح هراری گردید و بر آمار فروش کتبش افزود. در صحفه پایانی کتاب انسان خدا گونه هراری با زیرکی و فراست سه فرایند و سه سؤال کلید مطرح کرده که ذهن خواننده را پس از بستن جلد کتاب باز نگه می دارد این سه فرایند عبارتند از :

۱. علم در حال همگام شدن با جزم تمامیت اینترنتی است، که معنایش این است کـه موجودات زنده الگوریتم هستند و زندگی پردازش اطلاعات است.
۲ . هوش در حال جدا شدن از هشیاری است.
۳. الگوریتمهای فاقد هشیاری، اما بسیار هوشمند شاید به زودی مـا را از خودمـان هم بهتر بشناسد.

و سه سؤال چنین اند:

۱. آیا موجودات زنده واقعاً الگوریتم هستند و زندگی به واقع پردازش اطلاعات است؟
۲ . آیا هوش ارزشمندتر است یا هشیاری؟
۳. اگر الگوریتم های فاقد هشیاری، اما بسیار هوشمند ما را بهتر از خودمان بشناســند، چه اتفاقی برای جامعه، سیاست و زندگی روزمره خواهد افتاد.

در کتاب دوم دنیای فردا، دنیایی که پایه های آن بر تکنولوژی های هوشمند، علوم زیستی و شناختی و نانو فناوری و شبکه استوارند، بسیار وهم انگیز، رعب آور ترسیم شده و خواننده ای که آشنایی چندانی با علوم و فناوری های نوظهور کنونی ندارد ممکن است وحشت زده شود. همین امر یکی از عناوین اصلی نشست های پرسش و پاسخی و مصاحبه های هراری بوده است. و انگیزه ای برای نگارش کتاب سوم در سال ۲۰۱۸ با عنوان “۲۱ درس برای قرن بیست ویکم”، عنوان کتاب خود ذکاوت نویسنده را هویدا می کند، عنوانی که در پنهان حاوی این پیام است:
“ای خواننده و ای انسان، قرن پیش روی، قرن بیست و یکم، قرنی متفاوت است، اگر شما با خواندن کتاب انسان خداگونه، تاریخ مختصر فردا، دچار دلهره گشته ای، درمان و راه حل اینجاست، ۲۱ درس برای فردای تو، توای که هراسان گشته ای”. ۲۱ درس هراری طبق گفته خودش، بعضی‌ روی‌ فنآوری‌ تمرکز ‌می‌کنند،‌ برخی‌دیگر ‌بر‌ سیاست،‌ پاره‌ای‌ به‌ دین،‌ و شمار‌ دیگری‌ هم‌ به‌ هنر ‌می‌پردازند.‌ فصل‌های‌ خاصی‌ خرد‌ انسانی‌ را‌می‌ستایند،‌ و فصل‌های‌ دیگری‌ هم‌ بر‌ نقش‌ تعیین‌ کننده حماقت‌ بشری‌ تأکید‌ می‌کنند.
قبل از پرداختن به نقد دروس ۲۱ گانه هراری، بیان نکاتی چند سودمند خواهد بود. این نکات در واقع نقدی کلان است بر دیدگاه های نسبتاً بدبینانه هراری:

نخست، اینکه هراری برای پرداخت به آینده، در یک طرحواره زیبا، ابتدا گذشته را مرور نموده، مولفه های آن را شناسایی و سپس قلم را به امروز رسانده و گام به فردا گذاشته است، روشی صحیح و علمی برای نگاشت آینده.

دوم، هراری در نگاشت آینده در کتاب دوم قدری فضا را خوف انگیز جلوه داده است. دلیل وی در ترسیم اینگونه ترسیم آینده، پیشرفت های شگرف انسان خردمند در حوزه های علمی و فناوری بوده است. گرچه پیشرفت های کنونی و آینده ویژگی هنجارشکنانه دارند و خواهند داشت، لیک همانگونه که در طرح هراری نیز در بررسی تاریخی روندها مشاهده می شود، انسان نه می خواهد و نمی تواند در این نمایش خود را جا گذارد، این انسان خود پیشبرنده داستان زندگی است، راننده و هدایتگر این ارابه خود بشر است، و ارابه داستان بشر همانند خودران های گوگل و اتومبیل های بی راننده نیست و نخواهد بود.

سوم، موج دانش و فناوری در قرن بیست ویکم هر چقدر دیواره های بلند داشته باشد، ویرانگر نخواهد بود، بلکه تمام سازندگی است، چه در حوزه فردی و چه حوزه جمعی و اجتماعی، انسان امروزی با امواج بلند فناوری و خلق محصولات هنجارشکن آشنا گردیده به گونه ای که دیگر ظهور فناوری های جدید و نوظهور به ندرت تعجب همگان را بر می انگیزاند. زمانی نه چندان دور گفتگوی تصویری بین دو نفر رویایی بود، ولی اکنون گفتگوی تصویری جمعی امری عادی و پیش پا افتاده جلوه می کند. زمانی برای انجام یک تحقیق علمی، یک دانشجو بایستی ایام را در کتابخانه ها سپری می کرد، ولی اکنون در خودرو، در منزل و هر جایی دیگر شما به کتابخانه های بزرگ دنیا به راحتی دسترسی دارید، زمانی برای انجام یک آزمایش علمی شما بایستی حضوراً در آزمایشگاه پروژه تان را دنبال می کردید ولی اکنون با کمک روبات های هوشمند قابل کنترل، از آنسوی دنیا، می توانید برنامه خود را در آزمایشگاهی در این سوی دنیا به سرانجام رسانید و در یک چشم برهم زدن نتایج خود را با سایر همکارانتان به اشتراک گذارید. روبات های جراح به پزشکان این امکان را می دهند که پزشکی در غرب عالم بیماری را در بیمارستانی در شرق عالم جراحی کند. لذا، آینده، آینده ای روشن در مقابل بشر است، و موج فناوری، هر چقدر هم‌که مهیب باشد، کسی را غرق نخواهد کرد، حال فنون شناگری است که باید بیاموزیم. ببینیم این فنون از دیدگاه یووال نوح هراری چیستند.

۱ ) درس اول سرخوردگی.
در این بخش هراری ایدئولوژی لیبرالیسم را تنها بازمانده تمام نظریه های جامعه شناسی حاکم بر جهان می داند، ایدئولوژی ایی که به نظر می رسید منجی نابسامانی های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی باشد، ولی اکنون با امواج مهلک فناوری های نوظهور، اینترنت، مدیریت شبکه محور و فضای قدرتمند مجازی حاکم بر توده های مردم، به نظر می رسد پایه های لیبرالیسم که ستونهای آن بر آزادی فردی، حقوق بشر، حق رأی و دموکراسی استوار است و اصالت را به فرد می دهد لرزان شده و دوران شکوفایی آن سپری گردیده و رو به افول است، در این خصوص می نویسد:
“‌طی‌ قرن‌ بیستم‌ حاکمان‌ جهانی‌ در‌ نیویورک،‌ لندن،‌ برلین ‌و‌ مسکو‌ سه داستان‌ بزرگ‌ تدوین‌ کردند‌ که‌ مدعی‌ بود‌ تمامی ‌گذشته‌ را‌ توضیح‌ می دهد ‌و‌ آینده تمامی‌ دنیا‌ را‌ هم‌ پیش‌بینی‌ می‌کند:‌ داستان‌ فاشیست،‌ داستان‌ کمونیست‌ و‌ داستان لیبرال.‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ داستان‌ فاشیست‌ را ‌از‌ میان ‌به‌ در‌ برد‌ و‌ از‌ اواخر ‌دهه ‌۱۹۴۰ تا‌ اواخر‌ دهه ‌‌ ۱۹۸۰دنیا ‌عرصه کارزار ‌تنها‌ دو‌ داستان ‌شد:‌ کمونیسم‌ و‌ لیبرالیسم. سپس‌ داستان ‌کمونیست ‌فرو‌ریخت‌ و‌ داستان ‌لیبرال،‌ همچون ‌راهنمای‌ گذشته انسانی ‌و‌ دستورالعملی ‌لازم‌ الاجرا‌ برای‌ آینده ‌جهان،‌ بر جا ماند‌ یا‌ این‌ که‌ در‌ نظر حاکمان ‌جهانی‌ چنین‌می‌نمود.” در ادامه با پیش فرض لزوم جهانی شدن با ارائه ادله ای نظیر برگزیت (خروج انگلستان از اتحادیه اروپا)، سیاست دونالد ترامپ مبنی بر توجه بیشتر به اقتصاد داخلی و بازسازی زیر ساخت های صنعتی و اقتصاد درونی ایالات متحده و خروج این کشور از کنوانسیون های مهم دنیا که تفکر نجات سیاره را هدف دارند، لیبرالیسم را ناکام می انگارد. فراموش نکنیم که در کتاب انسان خدا گونه هراری لیبرالیسم را با سیاست جهانی شدن در تضاد می دانست و تقویت و گسترش مولفه هایی از تکنولوژی که نظریه دهکده جهانی را معنی می بخشند با لیبرالیسم که از دیدگاه او بر اصول فردی استوارند ناسازگار می دانست، او اکنون علاوه بر اینکه بر عقیده اش در این خصوص استوار است، دلایل فوق را هم اضافه می نماید که نوعی تضاد در این دو دلیل نهان است، برگزیت و خروج آمریکا از کنوانسیون های بین المللی و توجه به درون حرکت بر خلاف روند جهانی به نظر می رسند.
هراری در دو کتاب اول خود انقلاب نوین فناوری های شبکه محور و یکپارچگی جهانی و زیست فناوری محور را نوید دهنده ظهور نظامی جدید که لیبرالیسم را فرو خواهد پاشید می دانست، ولی با اتفاقاتی نظیر برگزیت و ظهور ترامپ در کتاب جدید خود، گویی با حوادثی نامنطبق با انتظاراتش مواجه شده باشد، می گوید بشر‌ در‌ نهایت‌ داستان ‌لیبرال ‌را‌ رها‌ نخواهد کرد،‌ زیرا‌ گزینه دیگری‌ ندارد. او حتی در این کتاب بر فضای رعب آوری که در فصل و بخش آخر کتاب خود ایجاد نموده بود نیز عقب نشینی می کند و می نویسد ‌قبل‌ از‌ هر‌چیز‌ باید ‌در‌ پیش‌گویی‌های آخرالزمانی‌ ‌‌خود احتیاط‌ کنیم‌‌ و‌ از‌ حالت‌ وحشت‌ به‌ حالت‌ سردرگمی ‌تغییر ‌موضع ‌دهیم. یعنی این چند رویداد باعث گردیده او در مواضع خود قدری عقب نشینی نماید و پیش گویی زوال سریع لیبرالیسم را تعدیل کند.
او حتی خلاصه درس اول خود را با عبارت “پایان تاریخ به تعویق افتاده است” بیان می کند. درس اول او به دیگران پذیرش سرخوردگی است، چیزی که ظاهراً خود دچارش گردیده است.

۲ ) درس دوم، کار.
هراری: “وقتی بزرگ شدی، احتمالاً بیکار خواهی بود”.
توسعه اتوماسیون صنایع، خودکار شدن ابزارآلات و وسائل، هجوم روبات های هوشمند به تمام ابعاد زندگی، بکارگیری روبات های جراح و قابل کنترل از راه دور، حسگرهای پایش سلامت فردی، تولیدات قطعات پیش ساخته شده ساختمانی، اتومبیل های خودران، دیجیتال شدن پرونده ها، فروشگاه های مجهز و همه چیز فروش اینترنت پایه، و ده ها نمونه دیگر از محصولات و خدمات که دیگر نیازی به حضور اپراتور انسانی ندارند و مصرف کنندگان نیز بدون نیاز به حضور فیزیکی به نحو شایسته از این محصولات و خدمات بهره مند می گردند. این ها از نظر هراری و خیلی کسان دیگر، طلیعه ای است برای نگرانی از موج بیکاری در آینده نچندان دور. آری اینگونه است، پیشرفت علم و فناوری نوید دهنده آینده ای است که برای ارائه خدمات شایسته تر، با کیفیت تر، و سریع تر، انسان ها نیازی به دخالت چندانی در آن ندارند، حال چرا از دریچه غبار آلود و وهم برانگیز هراری به موضوع بنگریم، کافی است وضعیت اکنون خود را با بیست یا ده سال پیش مقایسه کنیم، زمانی برای تعویض گواهینامه رانندگی، شناسنامه یا معامله ملک، بایستی زمان زیادی در دفاتر رسمی مربوطه تمام روز را صرف می کردیم، برای ارسال محموله یا حتی نامه ای به دوستی، خرید پاکت و تمبر و اداره پست گریز ناپذیر بود، برای برقراری ارتباط تلفنی که کیفیت چندانی هم نداشت، گذارمان به ردیف باجه و اتاقک های قفس مانند اداره مخابرات بود و بعضاً صف های طویل آن، ولی امروز، واژه آشنا و خوش آهنگ کلیک، هم چیز را در یک گوشی هوشمند زیبا در اختیارمان قرار خواهد داد، از تماس تصویری با کیفیت با عزیزانمان در آنسوی دنیا تا دیدن هر فیلم و کلیپ مورد دلخواه مان، دیگر نیازی نیست برای گوش دادن به یک آهنگ‌ کوهی ار نوارهای کاست یا سی دی های فشرده را زیر و رو کنید و ضبط صوت جعبه ای خود را مرتب سرویس کنید، کافی است جستجویی در وب داشته باشید یا عضو فروشگاه مجازی موسیقی باشید، هم اکنون برای یافتن غزل و قصیده مورد نظرتان نیازی ندارید دیوان قطور شعرا را از قفسه های کتاب خانه تان برداشته و تورق کنید، مقالات علمی، کتب علمی، اخبار و روزنامه های تمام دنیا با یک کلیک در اختیارتان است، اخبار برگزیده به نام خودتان چه صوتی و چه متنی بی درنگ پس از انتشار از بنگاه مربوطه بر روی گوشی، تبلت یا رایانه دریافت می کنید. نمونه های بسیاری از این تحولات را خواننده خود می تواند ردیف نماید. آیا این تحولات سبب گردیده کسی بیکار شود؟ جواب روشن است، خیر اینگونه نیست، نه تنها مشاغل کم نشده اند بلکه تحولی عظیم صورت پذیرفته، به جای کارهایی که نیاز به بکارگیری ماهیچه و زور بازو داشت، اکنون تفکر بیشتر می طلبد، پدیده ای که شایسته انسان خردمند است، به جای بیهود سپری شدن اوقات گرانبهای شما در صف و از این خیابان به آن خیابان، آن کتابخانه به آن موسسه، مفید صرف اصل مطلب می کنید. نکته دیگر اینکه این تحولات در همین اندازه و مقیاس کنونی باعث غافلگیری کسی نگردیده، و تحولات هر چقدر هم پر شتاب بوده باشند، چابکی جوامع و افراد منطبق با این پیشرفت ها بوده است، پس مشتاق ظهور تحولات شگرف علم و فناوری در آینده باشیم،‌ مسلماً مشاغلی منقرض می شوند ولی ده ها شغل دیگر که مستلزم بکارگیری فکر و اندیشه است ظهور خواهند کرد، ای علم و فناوری تو بیا، چگونه بکارگیریت را من خود خواهم آموخت، ای فناوری تو بیا، من نان را بجای بازو از فکرم تأمین خواهم نمود، ای جوان، وقتی بزرگ شد، مطمئن باش دیگر همچون پدر یا پدر بزرگت، کارت تو را فرسوده نخواهد کرد، نه تنها بیکار نخواهی بود بلکه از شغلت لذت خواهی برد، خودت را به موج خروشان علم و فناوری بسپار، تو نیز به بلندای این موج بیافزای.

  • نویسنده : دکتر اصغر ابراهیمی
  • منبع خبر : نصیر بوشهر