بخش‌چهارم کتاب، با عنوان حقیقت، به چهار درس، نادانی، عدالت، پسا حقیقت، و علمی تخیلی می پردازد، او ابتدا می نویسد: “اگر شما در برابر شرایط غامض جهانی احساس درماندگی و آشفتگی میکنید، پس در مسیر درستی قرار دارید. درک فرآیندهای جهانی برای یک فرد بسیار پیچیده شده است. شما چطور میتوانید حقیقت را راجع […]

بخش‌چهارم کتاب، با عنوان حقیقت، به چهار درس، نادانی، عدالت، پسا حقیقت، و علمی تخیلی می پردازد، او ابتدا می نویسد:
“اگر شما در برابر شرایط غامض جهانی احساس درماندگی و آشفتگی میکنید، پس در مسیر درستی قرار دارید. درک فرآیندهای جهانی برای یک فرد بسیار پیچیده شده است. شما چطور میتوانید حقیقت را راجع به دنیا بدانید، و از افتادن به دام تبلیغات و اطلاعات انحرافی به دور باشید؟”.

۱۵ ) نادانی،
“تو کمتر از آنچه که فکر می کنی می دانی”
با توسعه علم و دانش، فناوری های شبکه ای و محصولات پیشرفته، در شاخه علوم و مهندسی رشته و تخصصی با عنوان مهندسی سیستم پدید آمده است که یک طراح بایستی به آن مسلط باشد، طراحی سیستمی به یک مهندس طراح این امکان را می دهد تا بدون داشتن دانش کامل در زمینه های متنوع مهندسی بتواند یک محصول پیچیده که زیر سامانه های مختلف دارد را طراحی نماید، به عنوان نمونه شاخه مهندسی فضایی را در نظر بگیرید، یک محصول فضایی نظیر ماهواره دارای زیر سامانه های متعدد می باشد، تجمیعی از فناوری های مختلف مهندسی برق، الکترونیک، قدرت و مخابرات، و مهندسی مکانیک، سازه و مکانیزم ها، ترمودینامیک و کنترل، مهندسی شیمی و IT و چندین رشته دیگر. انتظار اینکه یک سر طراح برای طراحی یک فضاپیما از همه این تخصص ها بهره مند باشد انتظار دور از واقعیتی است، یک طراح بایستی دانش طراحی سیستمی و کار تیمی را بخوبی بداند. بداند که چگونه اجزاء مختلف چه وظایفی دارند چگونه با هم در تعامل هستند تا یک هدف نهایی را انجام دهند و مأموریت اصلی را به سرانجام رسانند. هم اینگونه است در عالم سیاست، جامعه شناسی و سایر شاخه های علمی. یک رئیس جمهور لازم نیست از تخصص همه وزارتخانه ها برخوردار باشد، که غیر ممکن است، ولی همو باید دانش مدیریت کلان سیستمی را بداند، بداند که با چه مسائل ملی و بین المللی روبرو است و وزیرانش را بدرستی در راه اهداف کشورش بکار گیرد و در راه صحیح رسیدن به چشم اندازهای ترسیمی مملکتش حرکت نماید، بایستی با دانش طرحریزی استراتژیک و نقشه های راهبردی آشنا باشد.
هراری در این درس، که عنوان آن را نادانی گذاشته است هدفش متبادر ساختن مطالب فوق است و تأکیدش بر تفکر گروهی است، او بیان می دارد:
“انسانها به شکل گروهی فکر میکنند، نه شخصی. درست همانطور که پرورش یک کودک کار یک قبیله است، ابداع یک ابزار، حل یک مناقشه یا درمان یک بیماری هم کار یک قبیله است. هیچ فردی همه چیز را راجع به ساختن یک کلیسا، بمب اتم یا یک هواپیما نمیداند. آنچه که انسان خردمند را برتر از تمامی حیوانات دیگر کرده و او را به ارباب سیاره بدل کرده است نه عقلانیت فردی، بلکه قابلیت بی نظیر فکر کردن باهم در گروه های گسترده بوده است”، او با دید انتقادی ولی با ارائه راهکار دوری از توهُم نادانی و روی آوری به کار تیمی و گروهی می نویسد:
“توهُم دانایی، ما با اینکه به طور فردی بسیار کم میدانیم، فکر می کنیم زیاد میدانیم، زیرا دانسته هایی که در ذهن دیگران است را متعلق به خودمان می دانیم. تکیه انسان بر تفکر گروهی او را به ارباب جهان بدل کرده است. از منظر تکامل، اعتماد به دانش دیگر همکاران و همرهان بسیار برای انسان خردمند کارآمد بوده است”. به طور خلاصه پیام هراری در این درس این است که در قرن بیست و یکم، دانش هر فرد در هر زمینه کاری با توجه به گسترش حجیم علوم، بسیار محدود بوده ولی در همکاری جمعی و تکیه بر دانش دیگران، بدون ایجاد توهُم دانایی می تواند در پیشبرد امور راهگشا باشد.

۱۶ ) عدالت،
“ممکن‌ است‌ حس‌ عدالت‌ در‌ ما‌ ریشه‌دار ‌باشد”
وجود حس عدالت خواهی و عدالت جویی نه تنها ممکن، بلکه همواره همراه انسان است، دلیل وجود این حس در آدمیان همانند سایر پدیده های مشابه به دلیل وجود حس مخالف آن است، تا نور نباشد تاریکی بی معنی است، تا بلندی نباشد پستی بی معنی است، کنار هر قله ای دره ای وجود دارد، تا جبر نباشد اختیاری در کار نیست، خوبی در مقابل بدی است بی عدالتی نباشد، عدالت جویی معنی نخواهد داشت، همانگونه که خیام می فرمایند:
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است

این همه ضدّین در نهاد بشر است، بی عدالتی نیز در جوامع بشری نهادینه شده است. هراری در این درس موارد زیادی از بی عدالتی های نهادینه شده در جوامع، چه جوامع مترقی، چه جوامع در حال توسعه و چه جوامع عقب مانده را بر می شمرد، او با قدری بزرگنمایی می گوید هر جا پیشرفتی بوده در مقابل پس رفتی در جایی دیگر اتفاق افتاده، هر جا سرمایه ای انباشته شده، جایی انبانی خالی شده. گرچه نمونه هایی فراوانی از بی عدالتی ها را می توان برشمرد، ولی اینگونه تندروی و بزرگنمایی هم شاید شایسته نباشد، و این اصل جمع ضدّین در نهاد بشر را هر چقدر هم که سخت باشد ولی قابل مدیریت کردن است و نا امیدی و مدارا با ظلم و ستم و بی عدالتی است که پسندیده نیست، هراری می نویسد:
“نظام به گونه ای ساخته شده که کسانی که در آن هیچ تلاشی برای دانستن
نمی کنند، می توانند در یک بی خبری سعادتمند به سر برند و آنها که برای دانستن تلاش می کنند به سختی حقیقت را کشف میکنند. وقتی که نظام اقتصادی جهانی بی وقفه از جانب من و بدون اطلاع من دزدی می کند، چطور میتوان انتظار داشت که از دزدی جلوگیری شود؟ فرقی نمی کند که قضاوت شما از کارها بر اساس پیامدهایشان باشد.”
هراری البته به درستی می گوید که بی عدالتی، ظلم و ستم و دزدی در نظامات نهادینه شده است، ولی سپردن این موضوع به قضا و قدر و دست به سینه تسلیم شدن ناشایست تر از خود بی عدالتی است.

۱۷ ) پسا حقیقت،
“یک خبر جعلی تا ابد باقی می ماند”
حقیقت چیست و پسا حقیقت کدام است؟ بنا به شواهد و ماجراهای تاریخی ای که یووال نوح هراری در این درس ارائه می دهد، اهدافی که در ساخت یک پسا حقیقت نهفته اند، دارای عقبه ای هستند که نام حقیقت بر آن می نهند ولی ممکن است هیچ نشانی از حقیقت در آن یافت نشود. لشکر کشی و اشغال شبه جزیره کریمه در خاک اوکراین، اشغال بخشی از خاک چین و تشکیل کشوری جدید به نام مانچوکو توسط ژاپن در سال ۱۹۳۱ و همچنین اشغال خاک فلسطین توسط یهودیان، که حقیقت ساختگی در تمام موارد اول این است که اشغالگران ادعا می کنند این مناطق هیچگاه در تملک واقعی اغیار نبوده و در اصل از آن آنان بوده، مناطق کریمه هیچگاه در اختیار اوکراین نبوده، جمهوری مانچکو متعلق به چین نبوده و فلسطینیان در اصل سرزمینی نداشته اند و از عهد قدیم این مناطق از آن قوم یهود بوده است و چیزی به نام مردم فلسطین وجود ندارد. این ادعاها همگی حقیقت اند لذا پسا حقیقت چیزی نیست جز توجیه اشغال آن سرزمین ها. هراری با این استدلالات پسا حقیقت را بنایی ساخته شده بر حقیقتی دروغین و ساختگی می داند، جالب است که هراری حتی بحث را با شجاعت تمام به غائله اعراب فلسطینی و اسرائیل هم می کشاند که این واقعاً ستودنی است. برای روشن شدن موضوع پسا حقیقت ساخته شده بر شالوده حقیقت دروغین، هراری می نویسد:
“اگر طی هزاران سال مردمانی به اخبار و داستانهایی باور داشته باشند، این اخبار جعلی تا ابد باقی می مانند”. او همین ایده را به حوزه دین هم می کشاند و اضافه می کند:
“من می دانم که ممکن است افراد زیادی از یکسان انگاشتن دین با اخبار جعلی از من دلگیر شوند، اما نکته همین است. وقتی هزار نفر یک داستان ساختگی را به مدت یک ماه باور کنند، آن داستان یک خبر جعلی میشود. وقتی یک میلیارد نفر به مدت هزار سال به آن اعتقاد پیدا کنند، آن داستان یک دین می شود. به ما توصیه می شود که نام «اخبار جعلی» را بر آن نگذاریم تا احساسات مؤمنین را جریحه دار نکنیم (یا خشم شان را برنینگیزیم)”. در باطل بودن پسا حقیقتی که بر چارچوب و شالوده حقیقت دروغین استوار است شکی نیست، منتهی باید دروغین بودن حقیقتی که پسا حقیقت بر آن بنا شده را به اثبات رساند که در این درس بحثی از این موضوع به میان نیامده، و هراری چه در ادعای آخر و چه ادعاهای قبلی مدارک و مراجعی مبنی بر ساختگی و دروغین بودن حقیقت اولیه ارائه نمی دهد. نه اثبات می کند که یهودیان به ناحق سرزمین فلسطینیان را اشغال کرده اند و نه اثباتی بر دیگر ادعاها، شاید او این مطلب را به خواننده جستجوگر واگذاشته باشد. اما مسئله در شگرد و مهارت هراری اسرائیلی در جلب اعتماد خواننده است، طرح سرزمین های اشغالی در کنار مناقشه روسیه با اکراین، مناقشه ژاپن با چین و در نهایت مسئله ادیان را کنار این مسائل مطرح کردن، نشان از ذکاوت او دارد. پیام این درس این است که هر موضوعی را در قرن بیست ویکم به عنوان یک پساحقیقت در نظر بگیرید که پشتوانه آن احتمالاً یک حقیقت دروغین باشد.

۱۸ ) علمی، تخیلی؛
“آینده‌ آن‌ چیزی‌ نیست‌ که‌ در‌ فیلم‌ها‌ می‌بینید”
انسان خردمند موجودی اجتماعی است، یکی از مؤلفه های اصلی زندگی جمعی برقراری ارتباط است، ارتباطات فرایندی است برای انتقال اطلاعات از طرق رفتار و حرکات، سخن گفتن و نوشتن. ارتباطات فرایندی دو سویه است، یک سو فرستنده اطلاعات و سوی دیگر گیرنده آن. گیرنده باید بتواند سیگنال فرستنده را رمزگشایی کند، لذا بین فرستنده و گیرنده باید پروتکلی برقرار باشد.
بر همین اساس انسان خردمند در طول تاریخ چهار کهکشان ارتباطی را طی کرده است، دکتر مهدی محسنیان راد در کتاب ارزشمند خود “ایران در چهار کهکشان ارتباطی” با تکمیل نظریه مک لوهان این چهار کهکشان را مفصلاً تشریح نموده است، ابتدا کهکشان شفاهی بوده است، گفتگوی رو در روی کلامی و حرکتی، ایما و اشاره (زبان بدن) در کنار گفتار و شنیدار . بروز احساسات یا زبان دل نیز همواره در همه کهکشان های ارتباطی همراه انسان بوده است، مولای بلخ می فرماید:
غیر نطق و غیر ایما و سجل
صد هزاران ترجمان خیزد ز دل
دوم کهکشان، کهکشان دارمانی است که مبدأ آن از پارسیان است، دارمانی ترکیبی ابداعی از دکتر محسنیان راد است، ترکیبی از نام داریوش پادشاه هخامنشی و مانی پیامبر ایرانی، اساس این روش ارتباطی ارسال نور از طریق برافروختن آتش است و قطع و وصل ارسال نور به مثابه کدهای صفر ویک در مبحث دیجیتال. پیام را کدگذاری می کنند و پیام را در بستر آن ارسال می نمایند، خاستگاه الفبای مورس از همین کهکشان دارمانی ایرانی است.
کهکشان سوم گوتنبرگ است، خط و کتابت و چاپ بستر این کهکشان ارتباطی است. و نهایتاً کهکشان چهارم، کهکشان مارکنی، بر بستر امواج الکترومغناطیس، رادیو، تلویزیون، اینترنت و دهکده جهانی در این کهکشان تعریف می شوند.
هدف همه این کهکشان های ارتباطی انتقال پیام است، از خطیبی به مخاطبی. اکنون دنیای ارتباطات از همه این چهار کهکشان بهره می برد.
عالم سینما که به هنر هفتم شهرت یافته، این هنر تمام هنرهای ششگانه دیگر را به خدمت می گیرد و از همین ویژگی است که قدرت نفوذ آن بسیار گسترده است، یک تهیه کننده و کارگردان می تواند از این هنر با بکارگیری تمام مولفه های کهکشان های ارتباطی، پیام هایی را به مخاطبینش انتقال دهد، دیالگ ها از کهکشان شفاهی، آپارات و پرژکتور از کهکشان دارمانی، فیلم نامه از کهکشان گوتنبرگ، فایل های دیجیتال اینترنتی و تلویزیون از کهکشان مارکنی. شرکت های بزرگ فیلم سازی علاوه بر نگاه اقتصادی به صنعت سینما، از این بستر ارتباطی می توانند همانند عرصه ادبیات و نشر، تفکرات و ایدئولوژی خاصی را به بینندگانشان عرضه کنند و از قدرت نفوذ این صنعت در ترویج ایده و نظر خاصی بهره برداری نمایند.
هراری در درس علمی تخیلی با مرور چند فیلم علمی تخیلی هشداری را یادآوری می کند، فریب اینگونه فیلم ها نخورید، آینده آن چیزی نیست که شما در فیلم ها می بینید. نگاه او به ژانر علمی تخیلی است. اینگونه فیلم ها خاص قرن بیست و یکم نیست، در نیمه دوم قرن بیست نیز ژانر علمی تخیلی سهم کمی در بازار و صنعت سینما نداشته است، علاوه بر سینما، تلویزیون نیز سریال های علمی تخیلی زیادی به نمایش می گذاشت، نمی توان به صراحتی که هراری ابراز می دارد “آینده آن چیزی نیست که شما در فیلم ها می بینید”، با مروری بر برخی از فیلم هایی از این نوع که در نیمه دوم قرن گذشته به نمایش در آمدند، با موضوع فضا و فضانوردی(پیشتازان فضا)، انسان های نیمه کامپیوتری (سایبورگ)که در زمان خود شاید باور کردنی و واقعی جلوه نمی کردند، هم اکنون می بینیم حتی سفر گردشگرانه به فضا امکان پذیر شده و همچنین اندام های کاملاً مصنوعی به امری عادی بدل شده است. ولی پیام و هشدار هراری می تواند هشیاری بیشتری را برای خواننده در قبال دیدن اینگونه فیلم ها به همراه داشته باشد. نکته قابل توجه این است که تأثیر فضای مجازی، تبلیغات تجاری در فضاهای مجازی و رادیو و تلویزیون، فیس بوک پیام رسان های شبکه ای که همه از کهکشان ارتباطی مارکونی بهره می برند به مراتب بیش از فیلم های علمی تخیلی است و نیاز به هشدار جدی دارد.

  • نویسنده : دکتر اصغر ابراهیمی
  • منبع خبر : نصیر بوشهر