ایشان پس از استعفای موسوی لاری خواهان برچیدن خرده احزاب اصلاح طلب و تشکیل یک حزب اصلاح طلب فراگیر در چهارچوب گفتمان اصلاح طلبی گردیده اند تا شاید این گفتمان رمقی و رونقی تازه بگیرد و نفسی تازه کند، غافل از اینکه دیگر اسب انتخاب مردم از تک و تاب افتاده و گمان نمی رود […]

ایشان پس از استعفای موسوی لاری خواهان برچیدن خرده احزاب اصلاح طلب و تشکیل یک حزب اصلاح طلب فراگیر در چهارچوب گفتمان اصلاح طلبی گردیده اند تا شاید این گفتمان رمقی و رونقی تازه بگیرد و نفسی تازه کند، غافل از اینکه دیگر اسب انتخاب مردم از تک و تاب افتاده و گمان نمی رود که دیگر قصد و یارای برخاستنی داشته باشد.
میدانم هنوز دل در گرو این انقلاب داری و دلواپس آنی، ولی بدان که حنای من و شما در این باز تعریف انقلاب دیگر رنگی نخواهد داشت .
لذا مختصر وتلگرافی نقدی کوتاه و پرسشی بر نوشته و پیشنهاد ایشان تقدیم خوانندگان وزین نصیر می گردد.
نخستین نقد، مقایسه ساختار سیاسی کشور ما با کشورهای توسعه یافته است .جناب لاوری عزیز آیا واقعا قدرت ، اختیار ،ضابطه و قانونمندی که در آن کشورها برای احزاب وجود دارد در کشور ما هم حاکم است ؟
آیا حزب فراگیر و منسجم مشارکت را در دوره طلایی خاتمی فراموش کرده اید؟حزبی که می رفت همان پارامترهای یک حزب فرگیر را داشته باشد چگونه همان مشت های آهنین پنهان و آشکارکمر همت به نابودی اش بستند وبا حبس ، تهدید و ارعاب عملا چون حزب متخاصم دموکرات کردستان برچسپ منحله به آن بستند و چنان از گردونه ی سیاست کنارش زدند و از رینگ سیاست پرتش کردند که نه از “تاک نشان ماند نه از تاک نشان .”و یا تاسیس همین حزب اتحاد ملت در همین اواخر و با شاکله همان حزب مشارکت ، که باز دیدیم چگونه برایشان پرونده سازی کردند و نیامده طومارش را برچیدند،وحتی اگر سید محمد خاتمی هم رهبر یک حزب را بر عهده بگیرد باز تغییری در ماهیت موضوع ایجاد نخواهد کرد و درِ تنگ نظری ها و محدودیت ها بر همان پاشنه خواهد چرخید ،و آش و کاسه همین خواهد بود.
نکته ی بعد کارکرد احزاب خرد است .آیا تاکنون به این نتیجه نرسیده اید که قریب به اتفاق این احزاب به اصطلاح مینی بوسی اند و تنها زمان انتخابات چون قارچ سبز می شوند تا از رهاورد بلبشوی انتخابات میزی و یا زیر میزی بگیرند و به زعم خودشان هرم تنور انتخابات را با یک اسم دهن پرکن گرم نمایند و پس از آن ما تنها نام آنها را گهگاهی زیر بیانیه ای می بینیم و صم بکم می مانند تا انتخابات بعد،و چگونه شما اسم اینها را حزب می گذارید؟
به نظر حضرتعالی آیا این گروهک ها می توانند زیر یک اسم حزب تعریف شوند؟اینها زیر یک حزبک هم تعریف نمی شوند چه برسد به حزب .تشکیل اینها تنها بازی با کلمات است .
آری برادر ارجمند من این تحلیل شما زمانی جای تامل و بررسی دارد که عقیده ی مخالف در چهارچوب سیستم فعلی تحمل ،و دیگر اندیشه ها نیز به بازی گرفته شوند .
زمانی که تنها یک تفکر و اندیشه که در خوش بینانه ترین حالت ده درصد افکار عمومی را نمایندگی می کند در زمین مسابقه وجود دارد و ترکتازی می کند و رقیبی هم برایش وجود ندارد و داور هم به سودش سوت می زند آیا پیشنهاد تشکیل یک حزب بزرگ و فراگیر اصلاح طلب یک خواب و خیال رویا گونه ای بیش نیست ؟
و اصلاح طلبان تنها عرض خود می برند و زحمت قضات برای انحلال و پرونده سازی را روا می دارند .
در پایان باید گفت برادر ارجمند من تا زمانیکه حاکمیت بگونه ای عملی و نه شعارگونه تحزب و آزادی اندیشه را به رسمیت نشناسد هر گونه تلاش و تکاپو در این چهارچوب ره به ترکستان خواهد برد …

آری ،درها را قفل کرده اند ،
پنجره ها را بسته اند .
و شاید در پس این یاس
چون سبزه امید بردمیدن باشم.
شاید……

روز و روزگارتان خوش

  • نویسنده : عبدالرحیم کارگر
  • منبع خبر : نصیر بوشهر