▪️گوهر بینش اساطیری ایران «دوبنی» است. در آگاهی ما هستی، نه آمیزهای از بد و نیک، بلکه چون روز و شب دو پدیدهٔ جدای به همبسته بود: نور و ظلمت، نیک و بد، زیبا و زشت! و تا روز دور رستاخیز این دو سرچشمهٔ زایندهٔ هستی را در کشمکشی مدام میدانستیم (یا میدانیم). از همینرو […]
▪️گوهر بینش اساطیری ایران «دوبنی» است. در آگاهی ما هستی، نه آمیزهای از بد و نیک، بلکه چون روز و شب دو پدیدهٔ جدای به همبسته بود: نور و ظلمت، نیک و بد، زیبا و زشت! و تا روز دور رستاخیز این دو سرچشمهٔ زایندهٔ هستی را در کشمکشی مدام میدانستیم (یا میدانیم). از همینرو دید ما از دنیا و آخرت در ذات خود اخلاقی است؛ هر چیزی یا خوب است یا بد. و بد و خوب ناگزیر با هم ناسازگار و در جدالاند.
در نتیجه، این دید اخلاقی حماسی نیز هست. تاریخ مینو، از آفرینش تا رستاخیز با جنگ ایزدان و دیوان آغاز میشود و به پایان میرسد، و اما در گیتی نبرد پادشاهان و پهلوانان گردونهٔ این تاریخ را میگرداند، در جانبی فریدون و سیاوش و کیخسرو، رستم و گودرز و گیو جا دارند و در جانبی ضحاک و افراسیاب و گرسیوز.
اما زمین آیینهٔ تمامنمای آسمان نیست و بازتاب سرگذشت جهان در زندگی ما، پس از گذر از تجربهٔ بشری و صافی واقعیت، به حقیقتی – نه آنچنان که در آرزوی ماست – میانجامد. واقعیت ناخوشایند نقش خود را بر خیال خوش ما میزند و پهلوانهای شاهنامه (که در دوران کیهانی «آمیختگی» به سر می برند)، اگرچه ضحاک و افراسیاب یا گرسیوز و سودابه را نابود میکنند، ولی خود نیز عاقبت غمانگیزی دارند. ایرج و سیاوش سهراب و فرود و اسفندیار و بهرام و… جوانمرگاند، زال و رستم و گودرز و پیران و فرنگیس در آخر کار ناکاماند. دودمانهای شاهان نیز سرنوشتی بهتر ندارند، پیشدادیان با جمشید – که پادشاهی جهان دشمن جانش شد و پیروزی ضحاک ماردوش به آخر میرسد. فرمانروایی لهراسپیان به پیروزی اسکندر گجسته میانجامد و پایان ساسانیان را از همان آغاز و از خوابی که اردشیر دید میدانیم؛ زمان همه را ویران میکند.
زندهیاد استاد شاهرخ مسکوب
ارمغان مور، صص ۱۱۷–۱۱۶
- منبع خبر : کانال استاد شفیعی کدکنی
Friday, 4 April , 2025