گرچه شاید این نوع نوشتن را دیگر برخی خوش نیاید اما نمی توان نگفت و ننوشته که بر مردم این دیار و فرزندان سید روح الله خمینی و ایران ، بسیجیان ، پاسداران ، ارتشیان و جهادگران این سنگر سازان بی سنگر در طول هشت سال دفاع مقدس چه گذشته است . جنگ بر مردم […]

گرچه شاید این نوع نوشتن را دیگر برخی خوش نیاید اما نمی توان نگفت و ننوشته که بر مردم این دیار و فرزندان سید روح الله خمینی و ایران ، بسیجیان ، پاسداران ، ارتشیان و جهادگران این سنگر سازان بی سنگر در طول هشت سال دفاع مقدس چه گذشته است . جنگ بر مردم ایران تحمیل شد و مردم هشت سال از کشور دفاع کردند .
گرامی داشت دفاع مقدس و زنده نگهداشتن فرهنگ ایثار و شهادت ، که همانا فرهنگ اسلام ناب و فرهنگ امام حسین (ع)، فرهنگی که اسلام و شیعه را زنده نگه داشته ، از ضروریات مداوم جامعه است و همین فرهنگ است که باعث می گردد غافل نگردیم ، و نگردند!
و راه را کج ننمایند !
روزهای سختی بر مردم این سرزمین گذشت است . زمانی که صدام با حمایت ۹۰ کشور و لشکری تا دندان مسلح بر طبل جنگ بر علیه ایران کوبید و تا نزدیکی های اهواز هم آمدند ، اما همین روحیه ایثارگری و شهادت طلبی جوانان بود که باعث شد حتی یک وجب از خاک ایران عزیز به دشمن داده نشود ، و ملت در مقابل دنیا مقاوم ایستادگی نمود . آری ! روحیه ای که ریشه در عاشورا و عشق به امام حسین و اسلام داشته و دارد .
وقتی سخن از هشت سال دفاع مقدس می شود یعنی فصلی که شهدا سرود مردانه زیستن ، مردانه رزمیدن و مردانه رفتن را به ما آموختن .فصلی که “ما ” بجای ” من” معنا داشت . در جبهه ترکیبی از انسان های مختلف با فرهنگ های متنوع و لهجه های گوناگون اما با هدفی واحد حضور داشتند . انسانهائی که هرگز بدنبال دیده شدن نبودند .
به برکت خون شهدا و ایثارگری ها است که امروز ایران اسلامی از امنیت و اقتدار برخودار می باشد . زندگی ، اقتدار و سربلندی امروز کشور مدیون خون شهد و ایثار و مجاهدت ، آزادگان ، جانبازان و پدران و مادران این عزیزان می باشد . آری شهدا و جانبازان و آزادگانی که در این وانفسای دنیای رنگارنگ و آدم های جور واجور و موج سوار ، هرگز نباید فراموششان کنیم تا مسیر راستی و درستی گم نگردد .
و چه زیبا فرموده است رهبری معظم انقلاب که :
“بسیجی باید در صحنه باشد تا فضیلت های اصلی انقلاب به فراموشی سپرده نگردد “.
و در جای دیگر باز ایشان می فرمایند :
” یاد شهیدان نباید در جامعه ی ما از ذهنیتها خارج شود . شهیدان را باید زنده نگه داشت. یاد شهیدان را باید گرامی بدارید و زنده نگه دارید” .
شهدا مرغان خونین حریم کبریایی خداوند هستند که قطرات خونین آنهاست که از عنبر و مشک خوشبوتر است و عطر جنت ، عصاره عطر خونین آنهاست . در شمار شهدای عزیز و یاد نمودن از آن اختران درخشان عرصه عشق و ایثار ، معرفت و اخلاص ، در این نوشتار یاد می نمایم از شهیدی از دیار سرزمین نخل و دریا ، بوشهر قهرمان ، شهید پرویز خواجه فرزند حاج حسن متولد ۱۳۴۶، عزیز غواصی که در عملیات کربلای چهار به شهادت رسید .
شهید پرویز خواجه رزمنده ای بسیجی که عضو بسیج پایگاه مقاومت حضرت محمد رسول الله (ص) گروه مقاومت شهید مدرس بوشهر بود .
شهید پرویز خواجه از سال ۱۳۶۲ تا سال ۱۳۶۵ که به شهادت رسید کمتر روزی بود که در مناطق جنگی حضور نداشته باشد و آنگاه نیز که در شهر می بود همواره گرمی بخش فضای گروه مقاومت شهید مدرس بوشهر و پشتیبان جبهه و جنگ بود . گرچه شهید پرویز در خانواده ای برخوردار می زیست و می توانستد به چرب و شیرین دنیا دل ببند و وابسته شود ، اما هرگز حاضر نشد زندگی شیرین و راحت در شهر را بر جبهه، لشکر، تیپ ، سنگر ، خط مقدم ، شناسائی ، غواصی در سرما و گرما و لباس رزم خاکی بسیجی ترجیح دهد . این بینش ونگرش شهید پرویز خواجه ناشی از تربیت قوی دینی خانوادگی و عشق او به امام حسین (ع) بود .
به نظر می رسد باید زوایای مختلف زندگی و شخصیتی شهید پرویز خواجه و سایر شهدا عزیز به جوانان امروز تبعین گردد .
اخلاص ، ادب ، شجاعت و دینداری شهید پرویز خواجه موجب گردید تا آن شهید عزیز در سخترین شرایط و حساس ترین برهه های دوران دفاع مقدس در مناطق عملیاتی تا زمان شهادتش هر جا که نیاز به خدمت بود حاضر شود و از خود گذشتگی و ایثار از خود نشان دهد .
شهید خواجه درس آموز مکتب امام حسین (ع) بود .
شهیدان احمد احمدی ، حسین احمدی ، شهید پرویز خواجه و جانبازانی نظیر حاج مهدی شمسی و حاج حسن لاوری از جمله ایثارگرانی هستند که ایثارشان در تاریخ سالهای دفاع مقدس فراموش نشدنی است .
آری شهید پرویز خواجه اختری از اختران شهید کشور و استان بوشهر از مکتب قاسم بن الحسن (ع) می باشد . یاد و نام او و همه شهداء غریب و گمنام در شهر و کشور و زندگیمان بخیر و گرامی باد .
حال که از امام و شهدا و دفاع مقدس گفته شده و در ایام عزای سالار شهیدان امام حسین (ع) نیز می باشیم این نوشتار را با سروده زیبایی در خصوص دفاع مقدس از آقای سعید حدادیان به پایان می رسانم سروده ای که جنگ وجبهه را حکایت می نماید . التماس دعا .
یاد امام و شهدا، دلو میبره کرب و بلا
بعضی شبا، وقتی بابام، کنج دلش غوغا میشه
یا بعضی وقتا، دل شب،وقتی که از خواب پا میشه
میره یه گوشه میشینه، آلبومشو وا میکنه
خوب می دونم گذشتشو، با اونا پیدا میکنه
درد و دل این روزاشو، با اونا نجوا میکنه با اونا نجوا میکنه
میگم بابا اینا کین، که با لباس خاکین؟
اما هزار تا کهکشون، سرتاسر هفت آسمون
مونده به زیر پرشون
میگه پسرم! نور دلم، باغ گلم، همه حاصلم
الهی هیچ مسافری، از رفیقاش جا نمونه
تو هم دعا کن که بابات غریب و تنها نمونه
بعدِ امام و شهدا زیاد تو دنیا نمونه
اینا تو آسمونِ من ستاره های سحرن
بجونِ تو برای من عزیز تر از برادرن
به کی بگم؟ چه جور بگم؟ بعضیاشون تو بیداری
بعضیاشون تو رویاها
جلوه ی مولا رو دیدن، جذبه ی آقا رو دیدن
می گم بابا چرا هر وقت پیش شما
میون کل جبهه ها
اسم شلمچه که می آد
چه سریه، چه رازیه؟
فوری ! بر افروخته می شی
مثل شمع سوخته می شی؟
میگه پسرم! ای پسرم،
نمک نزن بازم به زخم جگرم
سر تا سر جبهه همش
طور تجلی خدا بود، به خدا آخر دنیا بود،
به خدا کرب و بلا بود به خدا
حضرت زهرای بتول، با اینکه ما نوکرشیم
مادر ما بود به خدا، مادر ما بود به خدا
اما میون جبهه ها، شلمچه بیشتر از همه
گرفته بوی فاطمه، گرفته بوی فاطمه
شب حمله همهمه بود
روی لبا زمزمه بود
کی تو دلا واهمه بود؟
دعوا سرِ سربند یا فاطمه بود
دعوا سر سربند یا فاطمه بود
ذکر لبا وقتی که یا زهرا می شد
همه گره هامون وا می شد
میگم بابا اینکه علم تو دستشه
صبح دو کوهه مستشه
روی لباش یه زمزمس
اینکه جلوتر از همس
بگو کیه، بگو کیه؟
این رفیقم که می بینی
میون دار هیئتا بود
مسجدی بود، بی ریا بود
با صفا بود، با خدا بود
یه شب توی میدون مین
آخر به آرزوش رسید
ترکشای خمپاره ها
هر دو تا دستاشو برید
این رفیقم پور احمدِه
تو عاشقا سرآمده
دیگه مثلش نیومده
نیومده
عاشق با صفایی بود
خیلی امام رضایی بود
این رفیقم که می بینی
اهل نظر بود به خدا
مرغ سحر بود به خدا
مرد خطر بود به خدا
یه شب توی میدون مین
دیدم بی سر بود به خدا
مرد خطر بود به خدا
این رفیقم که می بینی
انیس و یار و یاورم
عزیز تر از برادرم
نور دو چشمون ترم
وقت وداع آخرش
میگفت بگو به مادرم
از خدا خواستم همیشه
که بر نگرده پیکرم
این رفیقم غلامعلی
نوحه خونه، روضه خونه
وقتی دل بابات می گیره
شعرای اونو می خونه
آخرش حاجتمو من می گیرم
یه روز از عشق تو مولا می میرم
قربون کبوترای حرمت
قربون این همه لطف و کرمت
یاد امام و شهدا، دلو میبره کرب و بلا.

  • منبع خبر : نصیر بوشهر