نمو ، نه اهل دخانیات و نه مسکرات بید اما همیشه از قلب درد می نالید. سنی هم ازش نگذشته بید، تازه به مرز ۴۵ سالگی رسیده بید . نمو ، تو خیابون نادر مغازه خرت و پرت فروشی خارجی داشت و چند تا جاشو که قوم و خویشش بیدن از دول عربی تمر ،شلوار،پیرهن […]

نمو ، نه اهل دخانیات و نه مسکرات بید اما همیشه از قلب درد می نالید. سنی هم ازش نگذشته بید، تازه به مرز ۴۵ سالگی رسیده بید .
نمو ، تو خیابون نادر مغازه خرت و پرت فروشی خارجی داشت و چند تا جاشو که قوم و خویشش بیدن از دول عربی تمر ،شلوار،پیرهن ،کفش ، شورت ، زیر پیرهن، شربت ویمتو و خرت و پرت های دیگه سیش می اوردن و او هم کاسبی می کرد. گاهی هم شاگر درگاه الهی نبید، کنار و جنب مغازش ، دکون علی دی حسن و روبروش هم دکون هوشو بی که در اصل اسمش هوشنگ بید ولی طبق رسم و رسوم خومو هوشو شده بید که خوش هم با اسم مصغرش کنار امده بید. بیرون مغازه هوشو، پشت ویترین، یک ورق استیل ۲×۲ نصب بید که دقیقا کار آئینه می کرد و نمو از کنج مغازش هم دکون هوشو و هم دکون علی دی حسن می پائید .
یه روز که دی بچه ها سفارش خرید تمر هندی داده بیدم رفتم دکون نمو ، وارد که شدم احوالپرسی و چاق سلامتی کردم و طبق مرسوم از کسب و کارش پرسیدم زیر لبی غرغری کرد که نفهمیدم فحش داد یا چی دیگه، بعد صداش بلندتر و رسا شد و گفت: چه کسب و کاری عمو هوشو و علی دی حسن غوغا کردن ها، غارت مردم می کنن ها ، مخصوصا علی دی حسن .می فهمی صبح تا حالا که ساعت ۱۲ ظهرن ۵ تا شلوار لی، ۴ تا پیرهن فروت، ۲ تا کفش کلارک ، ۷ تا شورت و زیر پیرهن کپتان، ۳ تا شربت ویمتو و ۳کیلو و نیم تمر فروخته و جنگی از دخلش ماشین حساب کاسیوش دراورد و شروع کرد حساب فروش و سود علی دی حسن و گفت: تا حالا ۱۲۵۰ تومن سود خالص کرد ها، سیلش کردم چه دقیق حساب فروش علی از خود علی بهتر داره و گمونوم بعضی موقع ها که علی فراموش میکنه میاد هوای نمو و سیش میگه نمی فهمی مو ساعت یازده و ربع کم چه فروختم .
نمو ادامه داد دکون مو انگار قفلش کردن . کو مشتری و کو فروش عادتش بید حسود بید. گاهی شاکر نبید . تو همی گپ ها بیدیم که سه نفر رفتن تو دکون علی و نمو دیگه سیل مو نکرد و نگاهش سیخ رفت تو ورق استیل و همیطور که علی چی تحویل مشتریاش می داد و پیل تحویل گرفت نمو گفت ای هم ۱۵۰ تومن سود دیگه
که تو دلم گفتم هوشو با ای استیلت هم علی دی حسن بدبخت کردی و هم نمو گرفتار قلب درد.

  • نویسنده : ماشاالله زنگنه
  • منبع خبر : نصیر بوشهر